courtiers

[ایالات متحده]/ˈkɔːtiəz/
[بریتانیا]/ˈkɔrtiɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشاوران یا مشاوران در یک دربار سلطنتی

عبارات و ترکیب‌ها

royal courtiers

خدمتکاران سلطنتی

loyal courtiers

خدمتکاران وفادار

trusted courtiers

خدمتکاران مورد اعتماد

courtly courtiers

خدمتکاران درباری

noble courtiers

خدمتکاران اشرافی

court courtiers

خدمتکاران دربار

fawning courtiers

خدمتکاران چاپ‌نشان

courtier intrigue

دسیسه‌های درباری

courtier politics

سیاست درباری

powerful courtiers

خدمتکاران قدرتمند

جملات نمونه

the king relied heavily on his courtiers for advice.

شاه به شدت به درباریان برای مشورت تکیه می‌کرد.

the courtiers gathered in the grand hall for the ceremony.

درباریان برای مراسم در تالار بزرگ گرد هم آمدند.

courtiers often competed for the king's favor.

درباریان اغلب برای جلب توجه شاه با یکدیگر رقابت می‌کردند.

the courtiers whispered secrets among themselves.

درباریان رازها را در میان خود زمزمه می‌کردند.

she impressed the courtiers with her intelligence.

او با هوش خود درباریان را تحت تاثیر قرار داد.

many courtiers attended the royal banquet.

بسیاری از درباریان در ضیافت سلطنتی شرکت کردند.

the courtiers dressed in elaborate costumes for the event.

درباریان برای این رویداد لباس‌های پیچیده و مجلل پوشیدند.

some courtiers were skeptical of the new policies.

برخی از درباریان نسبت به سیاست‌های جدید تردید داشتند.

the courtiers bowed respectfully to the queen.

درباریان با احترام به ملکه تعظیم کردند.

courtiers played a vital role in the court's political dynamics.

درباریان نقش مهمی در پویایی سیاسی دربار ایفا می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید