coveting wealth
تمایل به ثروت
coveting power
تمایل به قدرت
coveting fame
تمایل به شهرت
coveting success
تمایل به موفقیت
coveting attention
تمایل به جلب توجه
coveting love
تمایل به عشق
coveting happiness
تمایل به خوشبختی
coveting approval
تمایل به تایید
coveting luxury
تمایل به تجمل
coveting knowledge
تمایل به دانش
she was coveting her neighbor's new car.
او وسوسه خرید ماشین جدید همسایه خود را داشت.
he couldn't help coveting the luxurious lifestyle of the rich.
او نمیتوانست از وسوسه به داشتن سبک زندگی مجلل افراد ثروتمند چشمپوشی کند.
they were coveting the championship title for years.
آنها سالها وسوسه کسب عنوان قهرمانی را داشتند.
she felt guilty about coveting her friend's success.
او به خاطر وسوسه به داشتن موفقیت دوستش احساس گناه میکرد.
coveting someone else's possessions can lead to unhappiness.
وسوسه به داشتن داراییهای دیگران میتواند منجر به ناراحتی شود.
he was coveting the attention she received from others.
او وسوسه به جلب توجهی که او از دیگران دریافت میکرد را داشت.
many people are coveting the latest technology gadgets.
بسیاری از مردم وسوسه به داشتن آخرین گجتهای فناوری را دارند.
she found herself coveting the life of a famous celebrity.
او خود را وسوسه به داشتن زندگی یک سلبریتی مشهور یافت.
he was coveting the promotion that his colleague received.
او وسوسه به گرفتن ترفیع شغلی که همکارش دریافت کرده بود را داشت.
coveting wealth can distract you from true happiness.
وسوسه به داشتن ثروت میتواند شما را از شادی واقعی دور کند.
coveting wealth
تمایل به ثروت
coveting power
تمایل به قدرت
coveting fame
تمایل به شهرت
coveting success
تمایل به موفقیت
coveting attention
تمایل به جلب توجه
coveting love
تمایل به عشق
coveting happiness
تمایل به خوشبختی
coveting approval
تمایل به تایید
coveting luxury
تمایل به تجمل
coveting knowledge
تمایل به دانش
she was coveting her neighbor's new car.
او وسوسه خرید ماشین جدید همسایه خود را داشت.
he couldn't help coveting the luxurious lifestyle of the rich.
او نمیتوانست از وسوسه به داشتن سبک زندگی مجلل افراد ثروتمند چشمپوشی کند.
they were coveting the championship title for years.
آنها سالها وسوسه کسب عنوان قهرمانی را داشتند.
she felt guilty about coveting her friend's success.
او به خاطر وسوسه به داشتن موفقیت دوستش احساس گناه میکرد.
coveting someone else's possessions can lead to unhappiness.
وسوسه به داشتن داراییهای دیگران میتواند منجر به ناراحتی شود.
he was coveting the attention she received from others.
او وسوسه به جلب توجهی که او از دیگران دریافت میکرد را داشت.
many people are coveting the latest technology gadgets.
بسیاری از مردم وسوسه به داشتن آخرین گجتهای فناوری را دارند.
she found herself coveting the life of a famous celebrity.
او خود را وسوسه به داشتن زندگی یک سلبریتی مشهور یافت.
he was coveting the promotion that his colleague received.
او وسوسه به گرفتن ترفیع شغلی که همکارش دریافت کرده بود را داشت.
coveting wealth can distract you from true happiness.
وسوسه به داشتن ثروت میتواند شما را از شادی واقعی دور کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید