cowork daily
همکاری روزانه
cowork closely
همکاری به طور نزدیک
cowork together
همکاری با هم
cowork remotely
همکاری از راه دور
cowork effectively
همکاری به طور مؤثر
cowork with colleagues
همکاری با همکاران
coworked last week
همکاری در هفته گذشته
coworking space
فضای همکاری
coworking culture
فرهنگ همکاری
coworker feedback
بازخورد همکار
i like to cowork in a shared office downtown.
من دوست دارم در یک دفتر مشترک در مرکز شهر همکاری کنم.
we decided to cowork at a local coworking space this week.
ما تصمیم گرفتیم این هفته در یک فضای همکاری محلی همکاری کنیم.
she prefers to cowork with designers and developers on the same floor.
او ترجیح میدهد با طراحان و توسعهدهندگان در همان طبقه همکاری کند.
let’s cowork remotely and meet on video at noon.
بیاییم از راه دور همکاری کنیم و در ساعت نه بجات با یکدیگر در نشست ویدئویی جمع شویم.
they cowork side by side to finish the proposal quickly.
آنها به صورت کنار هم همکاری میکنند تا پیشنهاد را به سرعت تمام کنند.
do you want to cowork at the library for a few hours?
آیا میخواهی چند ساعت در کتابخانه همکاری کنی؟
we cowork in small teams to keep projects moving.
ما در گروههای کوچک همکاری میکنیم تا پروژهها پیش بروند.
he started to cowork regularly to avoid working alone.
او شروع به همکاری منظم کرد تا از کار کردن به تنهایی خودداری کند.
our startup will cowork with another company to share resources.
شرکت ابتدایی ما با یک شرکت دیگر همکاری خواهد کرد تا منابع را به اشتراک بگذارد.
i cowork with my mentor every friday to review goals.
من هر پنجشنبه با مربیام همکاری میکنم تا اهداف را مرور کنیم.
we cowork in a quiet room when we need deep focus.
وقتی نیاز به تمرکز عمیق داریم، ما در یک اتاق آرام در همکاری میکنیم.
she invited me to cowork after lunch to plan the next sprint.
او من را دعوت کرد تا پس از ناهار همکاری کنیم و برنامهریزی برای سری بعدی را انجام دهیم.
cowork daily
همکاری روزانه
cowork closely
همکاری به طور نزدیک
cowork together
همکاری با هم
cowork remotely
همکاری از راه دور
cowork effectively
همکاری به طور مؤثر
cowork with colleagues
همکاری با همکاران
coworked last week
همکاری در هفته گذشته
coworking space
فضای همکاری
coworking culture
فرهنگ همکاری
coworker feedback
بازخورد همکار
i like to cowork in a shared office downtown.
من دوست دارم در یک دفتر مشترک در مرکز شهر همکاری کنم.
we decided to cowork at a local coworking space this week.
ما تصمیم گرفتیم این هفته در یک فضای همکاری محلی همکاری کنیم.
she prefers to cowork with designers and developers on the same floor.
او ترجیح میدهد با طراحان و توسعهدهندگان در همان طبقه همکاری کند.
let’s cowork remotely and meet on video at noon.
بیاییم از راه دور همکاری کنیم و در ساعت نه بجات با یکدیگر در نشست ویدئویی جمع شویم.
they cowork side by side to finish the proposal quickly.
آنها به صورت کنار هم همکاری میکنند تا پیشنهاد را به سرعت تمام کنند.
do you want to cowork at the library for a few hours?
آیا میخواهی چند ساعت در کتابخانه همکاری کنی؟
we cowork in small teams to keep projects moving.
ما در گروههای کوچک همکاری میکنیم تا پروژهها پیش بروند.
he started to cowork regularly to avoid working alone.
او شروع به همکاری منظم کرد تا از کار کردن به تنهایی خودداری کند.
our startup will cowork with another company to share resources.
شرکت ابتدایی ما با یک شرکت دیگر همکاری خواهد کرد تا منابع را به اشتراک بگذارد.
i cowork with my mentor every friday to review goals.
من هر پنجشنبه با مربیام همکاری میکنم تا اهداف را مرور کنیم.
we cowork in a quiet room when we need deep focus.
وقتی نیاز به تمرکز عمیق داریم، ما در یک اتاق آرام در همکاری میکنیم.
she invited me to cowork after lunch to plan the next sprint.
او من را دعوت کرد تا پس از ناهار همکاری کنیم و برنامهریزی برای سری بعدی را انجام دهیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید