coxswain

[ایالات متحده]/ˈkɒkswən/
[بریتانیا]/ˈkɑːkswən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص مسئول قایق کشتی؛ ناخدای کشتی یا قایق
Word Forms
جمعcoxswains

عبارات و ترکیب‌ها

coxswain duties

وظایف سکان‌دار

coxswain training

آموزش سکان‌دار

coxswain role

نقش سکان‌دار

coxswain team

تیم سکان‌دار

coxswain position

موقعیت سکان‌دار

coxswain skills

مهارت‌های سکان‌دار

coxswain command

فرمان سکان‌دار

coxswain experience

تجربه سکان‌دار

coxswain responsibilities

مسئولیت‌های سکان‌دار

coxswain leadership

رهبری سکان‌دار

جملات نمونه

the coxswain steered the boat through the rough waters.

راننده قایق، قایق را از میان آب‌های خروشان هدایت کرد.

as a coxswain, you must communicate effectively with your crew.

به عنوان راننده قایق، شما باید به طور موثر با خدمه‌تان ارتباط برقرار کنید.

the coxswain called for a power stroke during the race.

راننده قایق در طول مسابقه خواستار یک ضربه قدرتمند شد.

training to be a coxswain requires both skill and leadership.

آموزش برای راننده قایق شدن هم به مهارت و هم به رهبری نیاز دارد.

the coxswain's role is crucial for the team's success.

نقش راننده قایق برای موفقیت تیم بسیار مهم است.

she has been the coxswain for the varsity team for two years.

او برای دو سال راننده قایق تیم دانشگاهی بوده است.

the coxswain must keep an eye on the competition.

راننده قایق باید چشم خود را بر رقابت نگه دارد.

during the practice, the coxswain provided valuable feedback.

در طول تمرین، راننده قایق بازخورد ارزشمندی ارائه داد.

the coxswain uses a megaphone to give commands.

راننده قایق از بلندگو برای دادن دستورات استفاده می‌کند.

every coxswain should know how to navigate safely.

هر راننده قایقی باید بداند چگونه به طور ایمن حرکت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید