crabbinesses

[ایالات متحده]/ˈkræbɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈkræbɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت بدخلق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

excessive crabbinesses

خشمگین‌های بیش از حد

daily crabbinesses

خشمگین‌های روزانه

mood crabbinesses

خشمگین‌های خلقی

temporary crabbinesses

خشمگین‌های موقتی

minor crabbinesses

خشمگین‌های جزئی

unexpected crabbinesses

خشمگین‌های غیرمنتظره

social crabbinesses

خشمگین‌های اجتماعی

chronic crabbinesses

خشمگین‌های مزمن

seasonal crabbinesses

خشمگین‌های فصلی

occasional crabbinesses

خشمگین‌های گاه به گاه

جملات نمونه

her crabbinesses often surface when she is tired.

خشم‌های او اغلب زمانی که خسته است ظاهر می‌شوند.

we need to address his crabbinesses before the meeting.

ما باید قبل از جلسه به خشم‌های او رسیدگی کنیم.

children's crabbinesses can be a sign of hunger.

خشم‌های کودکان می‌تواند نشانه‌ای از گرسنگی باشد.

her crabbinesses are often misunderstood by her friends.

خشم‌های او اغلب توسط دوستانش سوء تفاهم می‌شوند.

he tries to hide his crabbinesses during family gatherings.

او سعی می‌کند خشم‌های خود را در گردهمایی‌های خانوادگی پنهان کند.

recognizing her crabbinesses helped improve their relationship.

تشخیص خشم‌های او به بهبود رابطه آنها کمک کرد.

his crabbinesses can be quite overwhelming at times.

خشم‌های او گاهی اوقات می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد.

managing her crabbinesses requires patience and understanding.

مدیریت خشم‌های او نیاز به صبر و درک دارد.

they often laugh off his crabbinesses during stressful times.

آنها اغلب خشم‌های او را در زمان‌های استرس‌زا نادیده می‌گیرند.

crabbinesses can sometimes mask deeper emotional issues.

خشم‌ها گاهی اوقات می‌توانند مشکلات عاطفی عمیق‌تر را پنهان کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید