crabby mood
حالت عصبی
crabby cat
گربه عصبانی
crabby person
شخص عصبانی
crabby attitude
حالت روحی عصبی
crabby baby
بچه عصبی
crabby comments
نظرات عصبی
crabby day
روز عصبی
crabby response
پاسخ عصبی
crabby friend
دوست عصبی
crabby behavior
رفتار عصبی
she was feeling a bit crabby after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری کمی عصبانی احساس میکرد.
don't be so crabby; it's just a small mistake.
اینقدر عصبانی نباشید؛ فقط یک اشتباه کوچک است.
he gets crabby when he doesn't get enough sleep.
وقتی به اندازه کافی نمیخوابد، عصبانی میشود.
the weather has been crabby lately, making everyone grumpy.
هوا اخیراً نامساعد بوده و باعث شده همه اخمو باشند.
she tends to get crabby when she's hungry.
وقتی گرسنه است، معمولاً عصبانی میشود.
his crabby mood affected the whole team.
حالت عصبانی او بر کل تیم تأثیر گذاشت.
after the argument, he was especially crabby.
بعد از بحث، او به خصوص عصبانی بود.
try not to be crabby during the meeting.
سعی کنید در طول جلسه عصبانی نباشید.
she apologized for being crabby earlier.
او برای عصبانی بودنش در گذشته عذرخواهی کرد.
everyone has their crabby days; it's normal.
همه افراد روزهای عصبانی خود را دارند؛ این طبیعی است.
crabby mood
حالت عصبی
crabby cat
گربه عصبانی
crabby person
شخص عصبانی
crabby attitude
حالت روحی عصبی
crabby baby
بچه عصبی
crabby comments
نظرات عصبی
crabby day
روز عصبی
crabby response
پاسخ عصبی
crabby friend
دوست عصبی
crabby behavior
رفتار عصبی
she was feeling a bit crabby after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری کمی عصبانی احساس میکرد.
don't be so crabby; it's just a small mistake.
اینقدر عصبانی نباشید؛ فقط یک اشتباه کوچک است.
he gets crabby when he doesn't get enough sleep.
وقتی به اندازه کافی نمیخوابد، عصبانی میشود.
the weather has been crabby lately, making everyone grumpy.
هوا اخیراً نامساعد بوده و باعث شده همه اخمو باشند.
she tends to get crabby when she's hungry.
وقتی گرسنه است، معمولاً عصبانی میشود.
his crabby mood affected the whole team.
حالت عصبانی او بر کل تیم تأثیر گذاشت.
after the argument, he was especially crabby.
بعد از بحث، او به خصوص عصبانی بود.
try not to be crabby during the meeting.
سعی کنید در طول جلسه عصبانی نباشید.
she apologized for being crabby earlier.
او برای عصبانی بودنش در گذشته عذرخواهی کرد.
everyone has their crabby days; it's normal.
همه افراد روزهای عصبانی خود را دارند؛ این طبیعی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید