jovial

[ایالات متحده]/ˈdʒəʊviəl/
[بریتانیا]/ˈdʒoʊviəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از شادی سرزنده؛ خوشحال. ;مربوط به خدا ژوپیتر.

عبارات و ترکیب‌ها

jovial atmosphere

فضای شاد

jovial personality

شخصیت شاد

jovial mood

حالت شاد

جملات نمونه

she was in a jovial mood.

او در حال و هوای شاداب بود.

a jovial host.See Synonyms at jolly

میهماندار شاد. برای یافتن مترادف ها به jolly مراجعه کنید

Her grandfather is a jovial, ruddy-faced old gentleman.

پدربزرگش یک جنتلمن پیر شاداب، قرمز رنگ و خوش‌چه بود.

he was known as a jovial fellow but was not without a vicious temper and a rough tongue.

او به عنوان یک مرد شاداب شناخته می‌شد، اما بدون خلق و خوی خشن و زبانی تند نبود.

He has a jovial personality that brightens up the room.

او شخصیتی شاداب دارد که فضا را روشن می‌کند.

The jovial atmosphere at the party made everyone feel welcome.

فضای شاداب در مهمانی باعث شد همه احساس استقبال کنند.

She greeted us with a jovial smile.

او با لبخندی شاداب به ما خوشامد گفت.

His jovial laughter filled the air.

خنده‌های شاداب او هوا را پر کرد.

The jovial host entertained the guests with funny stories.

میهماندار شاداب با داستان‌های خنده‌دار مهمانان را سرگرم کرد.

The jovial old man always has a joke ready.

آن مرد پیر شاداب همیشه یک شوخی آماده دارد.

She is known for her jovial nature and positive attitude.

او به خاطر طبیعت شاداب و نگرش مثبتش شناخته شده است.

The team's success put everyone in a jovial mood.

موفقیت تیم همه را در حال و هوای شاداب قرار داد.

He is a jovial person who loves to make people laugh.

او شخصیتی شاداب است که عاشق خنداندن مردم است.

The jovial banter between friends made the evening enjoyable.

گفتگوی شاداب دوستانه، شب را لذت‌بخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید