credentialless

[ایالات متحده]//krɪˈdenʃələs//
[بریتانیا]//krɪˈdenʃələs//

ترجمه

adj. بدون دستگاه یا صلاحیت رسمی؛ بدون اجازه یا مستند سازی مناسب

عبارات و ترکیب‌ها

credentialless doctors

پزشکان بدون مدرک

credentialless teachers

معلمان بدون مدرک

credentialless practitioners

کاربران بدون مدرک

working credentialless

کار کردن بدون مدرک

credentialless operators

اپراتورهای بدون مدرک

practicing credentialless

کار کردن بدون مدرک

credentialless individuals

افراد بدون مدرک

operating credentialless

کار کردن بدون مدرک

credentialless workers

کارگران بدون مدرک

being credentialless

بودن بدون مدرک

جملات نمونه

the credentialless applicant was immediately rejected by the hiring committee.

این درخواست کننده بدون مدرک به طور فوری توسط کمیته استخدامی رد شد.

many credentialless workers are exploited in the informal economy.

بسیاری از کارگران بدون مدرک در اقتصاد غیررسمی سوءاستفاده می‌شوند.

the credentialless startup struggled to secure funding without proper documentation.

این شرکت نوپا بدون مدرک در کسب سرمایه با مشکل مواجه شد زیرا مستندات مناسبی نداشت.

credentialless professionals often face significant barriers to career advancement.

متخصصان بدون مدرک اغلب در پیشرفت شغلی موانع قابل توجهی روبرو می‌شوند.

the organization was criticized for hiring credentialless consultants.

این سازمان به دلیل استخدام مشاوران بدون مدرک مورد انتقاد قرار گرفت.

credentialless immigrants frequently encounter discrimination in the job market.

مهاجران بدون مدرک اغلب در بازار کار با تمایز مواجه می‌شوند.

the credentialless vendor was denied access to the secure facility.

فروشنده بدون مدرک دسترسی به این مکان امن را از آن ممنوع شد.

many credentialless practitioners operate outside the regulatory framework.

بسیاری از افراد بدون مدرک خارج از چارچوب تنظیمی فعالیت می‌کنند.

the credentialless claimant failed to provide sufficient evidence.

خواستگار بدون مدرک نتوانست شواهد کافی ارائه دهد.

credentialless credentials have become a serious concern in academic circles.

مدارک بدون مدرک به یک نگرانی جدی در دایره‌های آکادمیک تبدیل شده‌اند.

the credentialless candidate's application was flagged during the review process.

درخواست نامزد بدون مدرک در فرآیند بررسی علامت گذاری شد.

without proper verification, credentialless individuals can easily misrepresent their qualifications.

بدون تأیید مناسب، افراد بدون مدرک می‌توانند به راحتی صلاحیت‌های خود را نادرست نشان دهند.

the credentialless expert was hired based on practical experience rather than formal credentials.

این متخصص بدون مدرک بر اساس تجربه عملی و نه گواهی‌های رسمی استخدام شد.

regulatory agencies are cracking down on credentialless operators in the industry.

سازمان‌های تنظیمی در صنعت در حال مبارزه با اپراتورهای بدون مدرک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید