believed credulously
باور کرد به طرز سادهانگارانه
listened credulously
با دقت و سادهانگارانه گوش داد
reacted credulously
به طرز سادهانگارانه واکنش نشان داد
spoke credulously
به طرز سادهانگارانه صحبت کرد
accepted credulously
به طرز سادهانگارانه پذیرفت
trusted credulously
به طرز سادهانگارانه اعتماد کرد
viewed credulously
به طرز سادهانگارانه نگاه کرد
argued credulously
به طرز سادهانگارانه بحث کرد
followed credulously
به طرز سادهانگارانه دنبال کرد
questioned credulously
به طرز سادهانگارانه سوال کرد
she accepted the offer credulously, without asking any questions.
او با اعتماد به نفس و بدون پرسیدن سؤال، پیشنهاد را پذیرفت.
he listened credulously to the conspiracy theories.
او با اعتماد به نفس به نظریههای توطئه گوش داد.
the audience clapped credulously at the magician's tricks.
تماشاگران با اعتماد به نفس به شعبدههای جادوگر دست زدند.
she credulously believed every rumor she heard.
او با اعتماد به نفس به هر شایعه ای که می شنید باور کرد.
he credulously followed the advice of strangers online.
او با اعتماد به نفس به نصیحت افراد غریبه در اینترنت عمل کرد.
they credulously accepted the explanation without any proof.
آنها بدون هیچ اثباتی، توضیح را با اعتماد به نفس پذیرفتند.
she looked at the advertisement credulously, hoping for a miracle.
او با اعتماد به نفس به تبلیغ نگاه کرد و امیدوار بود که معجزه ای رخ دهد.
he credulously trusted the salesperson's claims about the product.
او با اعتماد به نفس به ادعای فروشنده در مورد محصول اعتماد کرد.
the children listened credulously to the fairy tales.
کودکان با اعتماد به نفس به داستان های پریان گوش دادند.
they credulously accepted the politician's promises.
آنها با اعتماد به نفس به وعده های سیاستمدار اعتماد کردند.
believed credulously
باور کرد به طرز سادهانگارانه
listened credulously
با دقت و سادهانگارانه گوش داد
reacted credulously
به طرز سادهانگارانه واکنش نشان داد
spoke credulously
به طرز سادهانگارانه صحبت کرد
accepted credulously
به طرز سادهانگارانه پذیرفت
trusted credulously
به طرز سادهانگارانه اعتماد کرد
viewed credulously
به طرز سادهانگارانه نگاه کرد
argued credulously
به طرز سادهانگارانه بحث کرد
followed credulously
به طرز سادهانگارانه دنبال کرد
questioned credulously
به طرز سادهانگارانه سوال کرد
she accepted the offer credulously, without asking any questions.
او با اعتماد به نفس و بدون پرسیدن سؤال، پیشنهاد را پذیرفت.
he listened credulously to the conspiracy theories.
او با اعتماد به نفس به نظریههای توطئه گوش داد.
the audience clapped credulously at the magician's tricks.
تماشاگران با اعتماد به نفس به شعبدههای جادوگر دست زدند.
she credulously believed every rumor she heard.
او با اعتماد به نفس به هر شایعه ای که می شنید باور کرد.
he credulously followed the advice of strangers online.
او با اعتماد به نفس به نصیحت افراد غریبه در اینترنت عمل کرد.
they credulously accepted the explanation without any proof.
آنها بدون هیچ اثباتی، توضیح را با اعتماد به نفس پذیرفتند.
she looked at the advertisement credulously, hoping for a miracle.
او با اعتماد به نفس به تبلیغ نگاه کرد و امیدوار بود که معجزه ای رخ دهد.
he credulously trusted the salesperson's claims about the product.
او با اعتماد به نفس به ادعای فروشنده در مورد محصول اعتماد کرد.
the children listened credulously to the fairy tales.
کودکان با اعتماد به نفس به داستان های پریان گوش دادند.
they credulously accepted the politician's promises.
آنها با اعتماد به نفس به وعده های سیاستمدار اعتماد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید