barged

[ایالات متحده]/bɑːrdʒd/
[بریتانیا]/bɑːrʤd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

به طور قهری یا بی‌ادبانه وارد شد; به طور ناگهانی و قهری وارد مکانی شدن; به طور ناگهانی و قهری وارد مکانی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

barged in uninvited

وارد شدند بدون دعوت

جملات نمونه

he barged into the room without knocking.

او بدون زدن به در وارد اتاق شد.

she barged her way through the crowd.

او با زور از میان جمعیت عبور کرد.

the dog barged into the house, excited to see its owner.

سگ با هیجان وارد خانه شد تا صاحبش را ببیند.

they barged into the meeting uninvited.

آنها بدون دعوت وارد جلسه شدند.

he barged in, interrupting the conversation.

او وارد شد و صحبت را قطع کرد.

she barged into the store, looking for a sale.

او با عجله وارد مغازه شد و به دنبال تخفیف گشت.

the kids barged into the playground, eager to play.

بچه ها با اشتیاق وارد زمین بازی شدند.

he barged through the door, ready to confront the issue.

او از در عبور کرد و آماده بود تا با موضوع روبرو شود.

they barged into the party without an invitation.

آنها بدون دعوت وارد مهمانی شدند.

she barged into the conversation, wanting to share her opinion.

او وارد صحبت شد و خواست نظر خود را بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید