sneaked

[ایالات متحده]/snikt/
[بریتانیا]/snikt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته sneak؛ به آرامی یا به طور مخفیانه حرکت کردن؛ گزارشی از کسی به مقامات دادن؛ به طور مخفیانه وارد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sneaked away

رباقتانه دور شد

sneaked in

رباقتانه وارد شد

sneaked out

رباقتانه خارج شد

sneaked past

رباقتانه از کنار گذشت

sneaked behind

رباقتانه پشت (چیز یا کسی) پنهان شد

sneaked up

رباقتانه نزدیک شد

sneaked a peek

رباقتانه نگاهی کرد

sneaked a listen

رباقتانه گوش فرا داد

sneaked away quietly

رباقتانه و به آرامی دور شد

sneaked into trouble

وارد دردسر شد (به صورت پنهانی)

جملات نمونه

he sneaked out of the house at midnight.

او در نیمه‌شب از خانه بیرون خزید.

she sneaked a cookie from the jar.

او یک بیسکویت از داخل پارچ به صورت مخفیانه برداشت.

the cat sneaked up on the mouse.

گربه به صورت مخفیانه به موش نزدیک شد.

they sneaked into the movie theater without tickets.

آنها بدون بلیط به صورت مخفیانه وارد سینما شدند.

he sneaked a peek at her notes during the exam.

او در حین امتحان نگاهی مخفیانه به یادداشت‌های او انداخت.

she sneaked away from the party early.

او زودتر از مهمانی به صورت مخفیانه فرار کرد.

the kids sneaked their toys into the car.

کودکان اسباب‌بازی‌های خود را به صورت مخفیانه به داخل ماشین بردند.

he sneaked a text to his friend during the meeting.

او در حین جلسه یک پیام متنی مخفیانه برای دوستش فرستاد.

they sneaked around the corner to surprise him.

آنها برای غافلگیر کردن او به صورت مخفیانه دور پیچ رفتند.

she sneaked into the library to study.

او برای مطالعه به صورت مخفیانه وارد کتابخانه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید