sneaked away
رباقتانه دور شد
sneaked in
رباقتانه وارد شد
sneaked out
رباقتانه خارج شد
sneaked past
رباقتانه از کنار گذشت
sneaked behind
رباقتانه پشت (چیز یا کسی) پنهان شد
sneaked up
رباقتانه نزدیک شد
sneaked a peek
رباقتانه نگاهی کرد
sneaked a listen
رباقتانه گوش فرا داد
sneaked away quietly
رباقتانه و به آرامی دور شد
sneaked into trouble
وارد دردسر شد (به صورت پنهانی)
he sneaked out of the house at midnight.
او در نیمهشب از خانه بیرون خزید.
she sneaked a cookie from the jar.
او یک بیسکویت از داخل پارچ به صورت مخفیانه برداشت.
the cat sneaked up on the mouse.
گربه به صورت مخفیانه به موش نزدیک شد.
they sneaked into the movie theater without tickets.
آنها بدون بلیط به صورت مخفیانه وارد سینما شدند.
he sneaked a peek at her notes during the exam.
او در حین امتحان نگاهی مخفیانه به یادداشتهای او انداخت.
she sneaked away from the party early.
او زودتر از مهمانی به صورت مخفیانه فرار کرد.
the kids sneaked their toys into the car.
کودکان اسباببازیهای خود را به صورت مخفیانه به داخل ماشین بردند.
he sneaked a text to his friend during the meeting.
او در حین جلسه یک پیام متنی مخفیانه برای دوستش فرستاد.
they sneaked around the corner to surprise him.
آنها برای غافلگیر کردن او به صورت مخفیانه دور پیچ رفتند.
she sneaked into the library to study.
او برای مطالعه به صورت مخفیانه وارد کتابخانه شد.
sneaked away
رباقتانه دور شد
sneaked in
رباقتانه وارد شد
sneaked out
رباقتانه خارج شد
sneaked past
رباقتانه از کنار گذشت
sneaked behind
رباقتانه پشت (چیز یا کسی) پنهان شد
sneaked up
رباقتانه نزدیک شد
sneaked a peek
رباقتانه نگاهی کرد
sneaked a listen
رباقتانه گوش فرا داد
sneaked away quietly
رباقتانه و به آرامی دور شد
sneaked into trouble
وارد دردسر شد (به صورت پنهانی)
he sneaked out of the house at midnight.
او در نیمهشب از خانه بیرون خزید.
she sneaked a cookie from the jar.
او یک بیسکویت از داخل پارچ به صورت مخفیانه برداشت.
the cat sneaked up on the mouse.
گربه به صورت مخفیانه به موش نزدیک شد.
they sneaked into the movie theater without tickets.
آنها بدون بلیط به صورت مخفیانه وارد سینما شدند.
he sneaked a peek at her notes during the exam.
او در حین امتحان نگاهی مخفیانه به یادداشتهای او انداخت.
she sneaked away from the party early.
او زودتر از مهمانی به صورت مخفیانه فرار کرد.
the kids sneaked their toys into the car.
کودکان اسباببازیهای خود را به صورت مخفیانه به داخل ماشین بردند.
he sneaked a text to his friend during the meeting.
او در حین جلسه یک پیام متنی مخفیانه برای دوستش فرستاد.
they sneaked around the corner to surprise him.
آنها برای غافلگیر کردن او به صورت مخفیانه دور پیچ رفتند.
she sneaked into the library to study.
او برای مطالعه به صورت مخفیانه وارد کتابخانه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید