crusting over
پوستهپزشدن
crusting edges
حاشیههای پوستهپزشده
crusting formation
تشکیل پوستهپزشدن
crusting surface
سطح پوستهپزشده
crusted bread
نان پوستهپزشده
crusted rim
حاشیه پوستهپزشده
crusting layer
لایه پوستهپزشدن
crusting sound
صوت پوستهپزشدن
crusting wound
جراحی پوستهپزشده
crusting effect
اثر پوستهپزشدن
the sugar was crusting over on the caramel apples.
قند روی گیوههای کاکلی چرب شده بود.
a thick crusting of salt covered the pretzels.
یک لایه ضخیم از نمک روی بیسکویتهای گرم شده پوشیده بود.
the bread developed a beautiful crusting during baking.
نان در حین پخت یک لایه زیبایی از چربی پیدا کرد.
we scraped off the crusting from the pie filling.
ما لایه چربی را از پرکننده پای را زدیم.
the wound had a yellow crusting of dried blood.
جراحه یک لایه زرد از خون خشک شده داشت.
the river's edge was crusting with ice in the winter.
کنار رودخانه در زمستان با یخ چرب شده بود.
a layer of crusting formed on the pond surface.
یک لایه چربی روی سطح تالاب تشکیل شد.
the cookies had a light crusting around the edges.
کوکیها دارای یک لایه نازک چربی در اطراف لبهها بودند.
the soil was crusting due to the drought conditions.
خاک به دلیل شرایط خشکسالی چرب شده بود.
the cheese developed a crusting during the aging process.
پنیه در فرآیند پیری یک لایه چربی پیدا کرد.
the mud was crusting and cracking in the sun.
خاک لایهای از چربی و شکستگی در زیر نور خورشید داشت.
crusting over
پوستهپزشدن
crusting edges
حاشیههای پوستهپزشده
crusting formation
تشکیل پوستهپزشدن
crusting surface
سطح پوستهپزشده
crusted bread
نان پوستهپزشده
crusted rim
حاشیه پوستهپزشده
crusting layer
لایه پوستهپزشدن
crusting sound
صوت پوستهپزشدن
crusting wound
جراحی پوستهپزشده
crusting effect
اثر پوستهپزشدن
the sugar was crusting over on the caramel apples.
قند روی گیوههای کاکلی چرب شده بود.
a thick crusting of salt covered the pretzels.
یک لایه ضخیم از نمک روی بیسکویتهای گرم شده پوشیده بود.
the bread developed a beautiful crusting during baking.
نان در حین پخت یک لایه زیبایی از چربی پیدا کرد.
we scraped off the crusting from the pie filling.
ما لایه چربی را از پرکننده پای را زدیم.
the wound had a yellow crusting of dried blood.
جراحه یک لایه زرد از خون خشک شده داشت.
the river's edge was crusting with ice in the winter.
کنار رودخانه در زمستان با یخ چرب شده بود.
a layer of crusting formed on the pond surface.
یک لایه چربی روی سطح تالاب تشکیل شد.
the cookies had a light crusting around the edges.
کوکیها دارای یک لایه نازک چربی در اطراف لبهها بودند.
the soil was crusting due to the drought conditions.
خاک به دلیل شرایط خشکسالی چرب شده بود.
the cheese developed a crusting during the aging process.
پنیه در فرآیند پیری یک لایه چربی پیدا کرد.
the mud was crusting and cracking in the sun.
خاک لایهای از چربی و شکستگی در زیر نور خورشید داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید