crustose

[ایالات متحده]/ˈkrʌstəʊs/
[بریتانیا]/ˈkrʌstoʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال رشد به صورت پوسته‌ای، به طور محکم به خاک (یا سنگ) چسبیده

عبارات و ترکیب‌ها

crustose lichen

لپند فرار

crustose algae

جلبک فرار

crustose fungi

قارچ فرار

crustose surface

سطح فرار

crustose growth

رشد فرار

crustose layer

لایه فرار

crustose texture

بافت فرار

crustose formation

تشکیل فرار

crustose species

گونه‌های فرار

crustose habitat

زیستگاه فرار

جملات نمونه

the crustose lichen clings tightly to the rocky surface.

لپنده خزه‌ای به شدت به سطح صخره‌ای می‌چسبد.

crustose fungi can often be found in damp environments.

قارچ‌های پوسته ای اغلب در محیط های مرطوب یافت می شوند.

scientists study crustose species to understand ecosystem health.

دانشمندان گونه های پوسته ای را برای درک سلامت اکوسیستم مطالعه می کنند.

the crustose layer provides protection for the underlying organisms.

لایه پوسته ای از محافظت از ارگانیسم های زیرین محافظت می کند.

in the forest, crustose lichens add beauty to the trees.

در جنگل، خزه‌های پوسته ای زیبایی را به درختان اضافه می کنند.

crustose algae can be found on the surface of rocks in the ocean.

جلبک‌های پوسته ای را می توان بر روی سطح صخره ها در اقیانوس یافت.

the crustose form of the organism is often overlooked.

فرم پوسته ای از ارگانیسم اغلب نادیده گرفته می شود.

many crustose species thrive in extreme conditions.

بسیاری از گونه های پوسته ای در شرایط شدید رشد می کنند.

crustose growths can indicate the age of a rock surface.

رشد های پوسته ای می توانند سن سطح صخره را نشان دهند.

the study of crustose organisms reveals important ecological insights.

مطالعه ارگانیسم های پوسته ای بینش های مهمی در مورد اکولوژی آشکار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید