curb

[ایالات متحده]/kɜːb/
[بریتانیا]/kɜːrb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ یا لبه بتنی در کنار خیابان یا پیاده‌رو; v. محدود کردن، مهار کردن یا کنترل کردن.
Word Forms
زمان گذشتهcurbed
جمعcurbs
صفت یا فعل حال استمراریcurbing
قسمت سوم فعلcurbed
شکل سوم شخص مفردcurbs

عبارات و ترکیب‌ها

curb your enthusiasm

مهارت خود را کنترل کنید

curb appeal

جذابیت بصری

curb market

بازار حاشیه ای

curb inflation

کنترل تورم

جملات نمونه

a curb on government borrowing.

محدودیت در استقراض دولت

legislation to curb wildcat strikes.

قانون‌گذاری برای مهار اعتصابات خودجوش

Keep a curb on your anger.

خشم خود را کنترل کنید.

the central plank of the bill is the curb on industrial polluters.

بخش اصلی قانون، محدودیت برای آلاینده‌های صنعتی است.

a taxi that shaved the curb;

یک تاکسی که به لبه جدول برخورد کرد;

She put a curb on her spending.

او هزینه‌های خود را کنترل کرد.

We can curb juvenile delinquency by education.

ما می‌توانیم با آموزش، بزهکاری نوجوانان را مهار کنیم.

you must make a concerted effort to curb this.

شما باید یک تلاش هماهنگ برای مهار این موضوع انجام دهید.

sweeping measures to curb official graft.

اقدامات گسترده برای مهار فساد اداری

stopped at the curb, then crossed over.

در کنار جدول توقف کرد، سپس از آن عبور کرد.

I began to curb my appetite for food and drink.

من شروع به کنترل اشتهایم برای غذا و نوشیدنی کردم.

High interest rates put a curb on spending.

نرخ بهره بالا هزینه‌ها را محدود می‌کند.

plans to introduce tougher curbs on insider dealing.

برنامه‌هایی برای معرفی محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تر در مورد معاملات داخلی

she promised she would curb her temper.

او قول داد که خشم خود را کنترل کند.

The boy sat on the curb and watched the cars go by.

پسر روی جدول نشست و ماشین‌ها را از کنارش عبور دادن.

legislation to curb wildcat strikes will be introduced during the coming parliamentary session.

قانون‌گذاری برای مهار اعتصابات خودجوش در طول نشست پارلمانی آتی معرفی خواهد شد.

He had difficulty restraining his curiosity. Tocurb is to restrain as if with reins:

او در کنترل کنجکاوی خود مشکل داشت. مهار کردن به معنای کنترل کردن مانند افسار است:

He argues, preposterously, that climate change can be curbed without spending much money.

او به طور مضحک استدلال می‌کند که تغییرات آب و هوایی را می‌توان بدون صرف هزینه زیادی مهار کرد.

was buried with indecent haste;indecorous behavior;language unbecoming to a lady;unseemly to use profanity;moved to curb their untoward ribaldry.

با عجله نامناسب دفن شد؛ رفتار غیرمتعارف؛ زبانی که شایسته یک خانم نیست؛ استفاده از فحاشی نامناسب است؛ برای مهار شوخی‌های نامناسب خود تلاش کردند.

Quiet, roomy cabin and off-road adeptness overshadowed by cumbersome curb weight, soft suspenders, and a tacky dash.

کابین آرام و جادار و مهارت در رانندگی در خارج از جاده تحت الشعاع وزن سنگین دست و پا گیر، سیستم تعلیق نرم و داشبورد زننده قرار گرفته است.

نمونه‌های واقعی

My heart was pounding mightily. I couldn't curb its pulsations.

قلبم به شدت می‌تپید. نمی‌توانستم ضربان آن را کنترل کنم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

You can see that this is a curb.

می‌توانید ببینید که این یک حاشیه است.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

The use of privacy law to curb the tech giants in this instance feels slightly maladapted.

استفاده از قوانین حریم خصوصی برای مهار غول‌های فناوری در این مورد به طور جزئی نامناسب به نظر می‌رسد.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

You may have to curb your chronic stress.

شاید لازم باشد استرس مزمن خود را کنترل کنید.

منبع: TED-Ed (audio version)

Will 2014 see attempts to curb data collection?

آیا سال 2014 شاهد تلاش‌هایی برای مهار جمع‌آوری داده‌ها خواهد بود؟

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014

It happened when I attempted to step up a curb.

این اتفاق زمانی افتاد که سعی کردم از روی یک حاشیه عبور کنم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Both sides want to curb climate change.

هر دو طرف می‌خواهند تغییرات آب و هوایی را مهار کنند.

منبع: NPR News June 2016 Compilation

Hunger and extreme poverty curb human potential in every possible way.

گرسنگی و فقر شدید به هر نحوی پتانسیل انسانی را مهار می‌کنند.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

You must curb your excessive spending, or you will become penniless.

شما باید هزینه‌های بیش از حد خود را کنترل کنید، در غیر این صورت ورشکسته خواهید شد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Singapore announced a series of stringent measures in a bid to curb rising coronavirus infections.

سنگاپور مجموعه‌ای از اقدامات سختگیرانه را برای مهار افزایش عفونت ویروس کرونا اعلام کرد.

منبع: CRI Online May 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید