curls

[ایالات متحده]/kɜːlz/
[بریتانیا]/kɜrlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خم کردن یا پیچاندن؛ به شکل حلقه درآوردن؛ به صورت مارپیچ
n. یک رشته مو فر؛ چیزی که به شکل حلزونی یا مارپیچی است

عبارات و ترکیب‌ها

curly curls

چرخش‌های مجعد

curls of hair

چکیده‌ها و مو

curls and waves

چرخش‌ها و امواج

bouncy curls

چرخش‌های پرشی

tight curls

چرخش‌های سفت

loose curls

چرخش‌های شل

curls hairstyle

مدل موی چتری

curls for days

چرخش برای روزها

curls in motion

چرخش در حرکت

curls of smoke

چرخش دود

جملات نمونه

she has beautiful curls that bounce when she walks.

او دارای فرهای زیباست که وقتی راه می‌رود می‌پرد.

the dog curls up on the couch to sleep.

سگ روی مبل جمع می‌شود تا بخوابد.

he curls his hair every morning before going to work.

او هر روز صبح قبل از رفتن به سر کار موهایش را حالت می‌دهد.

the cat curls around my legs when i sit down.

گربه دور پاهای من حلقه می‌زند وقتی می‌نشینم.

she loves to wear her hair in loose curls.

او عاشق استفاده از موهایش با فرهای باز است.

the child curls up with a blanket on the floor.

کودک با یک پتو روی زمین جمع می‌شود.

he curls his fingers around the pen while writing.

او در حالی که می‌نویسد انگشتان خود را دور قلم حلقه می‌کند.

her hair naturally curls at the ends.

در انتهای موهای او به طور طبیعی حالت می‌گیرد.

the smoke curls up into the air from the campfire.

دود از آتش کمپ به سمت هوا حلقه می‌کند.

he curls up with a good book on rainy days.

او در روزهای بارانی با یک کتاب خوب جمع می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید