crimps

[ایالات متحده]/krɪmps/
[بریتانیا]/krɪmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. موها را فر کردن؛ در چین و چروک فشار دادن؛ چروک کردن؛ حلقه کردن؛ بستن
n. پارچه چین‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

crimps and bends

خم و پیچ

crimps the edge

لبه را خم می‌کند

crimps the wire

سیم را خم می‌کند

crimps in place

در جای خود خم می‌کند

crimps the fabric

پارچه را خم می‌کند

crimps the paper

کاغذ را خم می‌کند

crimps the cable

کابل را خم می‌کند

crimps the seam

درز را خم می‌کند

crimps for strength

برای استحکام خم می‌کند

crimps the edges

لبه‌ها را خم می‌کند

جملات نمونه

the technician crimps the wires to ensure a secure connection.

تکنسین سیم‌ها را برای اطمینان از اتصال ایمن، crimp می‌کند.

she carefully crimps the edges of the pastry for a decorative finish.

او با دقت لبه‌های شیرینی را برای ایجاد یک طرح تزئینی crimp می‌کند.

the plumber crimps the pipes to prevent leaks.

لوله کش لوله ها را برای جلوگیری از نشتی crimp می‌کند.

he crimps the metal sheets together to form a sturdy frame.

او ورقه‌های فلزی را به هم crimp می‌کند تا یک قاب محکم ایجاد کند.

the jeweler crimps the beads onto the wire for the necklace.

جواهرساز مهره‌ها را برای گردنبند روی سیم crimp می‌کند.

she uses pliers to crimp the ends of the cable.

او از انبر دست برای crimp کردن سر سیم استفاده می‌کند.

the engineer crimps the connectors to ensure they are tight.

مهندس اتصالات را crimp می‌کند تا مطمئن شود که محکم هستند.

he learned how to crimp the fabric for a tailored look.

او یاد گرفت که چگونه پارچه را برای ظاهری متناسب crimp کند.

they crimp the edges of the metal to prevent sharp corners.

آنها لبه‌های فلز را crimp می‌کنند تا از گوشه‌های تیز جلوگیری کنند.

the technician demonstrates how to crimp the connectors properly.

تکنسین نحوه crimp کردن صحیح اتصالات را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید