curveball coming
کریولبال آماده است
throw a curveball
یک کریولبال پرتاب کن
curveball situation
وضعیت کریولبال
unexpected curveball
کریولبال غیرمنتظره
curveball pitch
پرتاب کریولبال
curveball game
بازی کریولبال
threw curveballs
کریولبالها را پرتاب کرد
facing curveballs
مقابل کریولبالها قرار دارد
curveball challenge
چالش کریولبال
big curveball
کریولبال بزرگ
the pitcher threw a nasty curveball, completely fooling the batter.
پیچر یک گوی خم شده ناخوشایند پرتاب کرد که باعث گمراه شدن بازیکن شد.
the project took a curveball when funding was unexpectedly cut.
پروژه زمانی که تامین مالی به طور ناگهانی قطع شد، یک گوی خم شده را دید.
his unexpected resignation was a real curveball for the entire team.
استعفا ناگهانی او واقعاً یک گوی خم شده برای تمام تیم بود.
the market threw a curveball with a sudden drop in stock prices.
بازار با یک کاهش ناگهانی در قیمت سهام، یک گوی خم شده را پرتاب کرد.
we anticipated challenges, but the new regulations were a total curveball.
ما چالشهایی را پیشبینی میکردیم، اما قوانین جدید واقعاً یک گوی خم شده بودند.
the interview questions included a few curveballs to test our adaptability.
پرسشهای مصاحبه شامل چند گوی خم شده بودند تا انعطافپذیری ما را آزمایش کنند.
the negotiations took a curveball when the client changed their demands.
چه مذاکرات زمانی که مشتری درخواستهای خود را تغییر داد، یک گوی خم شده را دید.
life threw a curveball my way, but i'm determined to overcome it.
زندگی یک گوی خم شده به سمت من پرتاب کرد، اما من قصد دارم آن را غلبه کنم.
the presentation included a curveball about a potential merger.
ارائه شامل یک گوی خم شده درباره احتمال ادغام بود.
the unexpected results were a curveball in the scientific study.
نتایج غیرمنتظره یک گوی خم شده در مطالعه علمی بود.
the company faced a curveball with the sudden shift in consumer behavior.
شرکت با یک گوی خم شده مواجه شد زمانی که رفتار مشتری به طور ناگهانی تغییر کرد.
curveball coming
کریولبال آماده است
throw a curveball
یک کریولبال پرتاب کن
curveball situation
وضعیت کریولبال
unexpected curveball
کریولبال غیرمنتظره
curveball pitch
پرتاب کریولبال
curveball game
بازی کریولبال
threw curveballs
کریولبالها را پرتاب کرد
facing curveballs
مقابل کریولبالها قرار دارد
curveball challenge
چالش کریولبال
big curveball
کریولبال بزرگ
the pitcher threw a nasty curveball, completely fooling the batter.
پیچر یک گوی خم شده ناخوشایند پرتاب کرد که باعث گمراه شدن بازیکن شد.
the project took a curveball when funding was unexpectedly cut.
پروژه زمانی که تامین مالی به طور ناگهانی قطع شد، یک گوی خم شده را دید.
his unexpected resignation was a real curveball for the entire team.
استعفا ناگهانی او واقعاً یک گوی خم شده برای تمام تیم بود.
the market threw a curveball with a sudden drop in stock prices.
بازار با یک کاهش ناگهانی در قیمت سهام، یک گوی خم شده را پرتاب کرد.
we anticipated challenges, but the new regulations were a total curveball.
ما چالشهایی را پیشبینی میکردیم، اما قوانین جدید واقعاً یک گوی خم شده بودند.
the interview questions included a few curveballs to test our adaptability.
پرسشهای مصاحبه شامل چند گوی خم شده بودند تا انعطافپذیری ما را آزمایش کنند.
the negotiations took a curveball when the client changed their demands.
چه مذاکرات زمانی که مشتری درخواستهای خود را تغییر داد، یک گوی خم شده را دید.
life threw a curveball my way, but i'm determined to overcome it.
زندگی یک گوی خم شده به سمت من پرتاب کرد، اما من قصد دارم آن را غلبه کنم.
the presentation included a curveball about a potential merger.
ارائه شامل یک گوی خم شده درباره احتمال ادغام بود.
the unexpected results were a curveball in the scientific study.
نتایج غیرمنتظره یک گوی خم شده در مطالعه علمی بود.
the company faced a curveball with the sudden shift in consumer behavior.
شرکت با یک گوی خم شده مواجه شد زمانی که رفتار مشتری به طور ناگهانی تغییر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید