custodies

[ایالات متحده]/ˈkʌstədiːz/
[بریتانیا]/ˈkʌstəˌdiz/

ترجمه

n. عمل نگهداری یا حفاظت از چیزی؛ سرپرستی یا مراقبت قانونی؛ بازداشت یا زندانی شدن؛ حق مراقبت از یک کودک

عبارات و ترکیب‌ها

legal custodies

قانونی حضانت

temporary custodies

حضانت موقت

joint custodies

حضانت مشترک

full custodies

حضانت کامل

shared custodies

حضانت به اشتراک گذاشته شده

physical custodies

حضانت فیزیکی

emergency custodies

حضانت اضطراری

private custodies

حضانت خصوصی

sole custodies

حضانت انحصاری

جملات نمونه

the child was placed in the custodies of her grandparents.

کودک تحت مراقبت پدربزرگ و مادربزرگ قرار گرفت.

the court decided to change the custodies after the hearing.

دادگاه پس از جلسه رسیدگی تصمیم گرفت حضانت را تغییر دهد.

he fought for the custodies of his children during the divorce.

او در طول طلاق برای حضانت فرزندانش جنگید.

custodies can often be a contentious issue in family law.

حضانتی اغلب می تواند موضوع بحث برانگیز در قانون خانواده باشد.

the social worker evaluated the living conditions before granting custodies.

کارمند اجتماعی قبل از اعطای حضانت شرایط زندگی را ارزیابی کرد.

she was relieved to finally secure the custodies of her son.

او از اینکه سرانجام حضانت پسرش را به دست آورد، احساس راحتی کرد.

custodies should be determined based on the best interests of the child.

حضانتی باید بر اساس بهترین منافع کودک تعیین شود.

the parents reached an agreement on shared custodies.

والدین بر سر حضانت مشترک به توافق رسیدند.

legal advice is essential when dealing with custodies.

در برخورد با حضانت، مشاوره حقوقی ضروری است.

she felt anxious about the upcoming custodies hearing.

او در مورد جلسه حضانت قریب الوقوع مضطرب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید