dartss

[ایالات متحده]/dɑːts/
[بریتانیا]/dɑːrts/

ترجمه

n. صورت جمع dart؛ یک بازی که در آن اشیاء تیز کوچک به یک هد دایره‌ای پرتاب می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

quick darts

تیرهای سریع

darts game

بازی تیرهای

playing darts

بازی با تیرهای

throwing darts

پرتاب تیرهای

darts tournament

رقابت تیرهای

darts champion

قهرمان تیرهای

جملات نمونه

a professional darts player throws darts at a circular board.

یک بازیکن حرفه ای گوشه‌زنی به یک تابلو دایره‌ای گوشه‌زنی می‌کند.

the darts landed dead center on the bullseye.

گوشه‌زن‌ها دقیقاً در مرکز هدف به یکدیگر خوردند.

she spent hours practicing her dart throwing technique.

او ساعات در تمرین فن پرتاب گوشه‌زن خود گذراند.

the dart hit the outer ring for double points.

گوشه‌زن به حلقه خارجی برای دو برابر امتیاز برخورد کرد.

darts is a popular pub game in britain.

گوشه‌زن در بریتانیا یک بازی محبوب در کافه‌هاست.

he bought a new set of tungsten darts.

او یک مجموعه جدید گوشه‌زن‌های تانتالوم خرید.

the dart barely missed the target.

گوشه‌زن به خیلی نزدیک هدف افتاد.

a darts tournament was held at the local sports bar.

یک مسابقه گوشه‌زن در بار ورزشی محلی برگزار شد.

the point of the dart is very sharp.

نقطه گوشه‌زن بسیار تیز است.

they played a game of 301 darts.

آنها یک بازی گوشه‌زن ۳۰۱ بازی کردند.

the dart stuck firmly in the cork board.

گوشه‌زن به محکم در تخته چوب چسبید.

she was the darts champion of her city.

او قهرمان گوشه‌زن شهر خود بود.

a good dart grip is essential for accuracy.

گرفتن خوب گوشه‌زن برای دقت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید