de-escalates

[ایالات متحده]/[diːˈeskəleɪts]/
[بریتانیا]/[dɪˈeskəleɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش شدت یک تعارض یا وضعیت؛ کاهش سطح چیزی، مانند یک تهدید یا خطر؛ (در مورد یک وضعیت) کاهش شدت یا خطرناک بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

de-escalates tensions

کاهش تنش

de-escalates quickly

به سرعت کاهش تنش

de-escalated conflict

شکستن تنش

de-escalates further

کاهش بیشتر تنش

de-escalates risks

کاهش ریسک

de-escalates immediately

کاهش فوری تنش

de-escalated rapidly

کاهش سریع تنش

de-escalates effectively

کاهش مؤثر تنش

جملات نمونه

the negotiator hoped the situation would de-escalate before police arrived.

مذاکره‌گر امید داشت که وضعیت قبل از ورود پلیس کاهش یابد.

the company's pr team worked to de-escalate the negative publicity surrounding the product launch.

تیم روابط عمومی شرکت تلاش کرد تا اطلاعات منفی مربوط به رونمایی محصول را کاهش دهد.

the officer skillfully de-escalated the tense confrontation with the suspect.

نیروی انتظامی به‌طور ماهرانه بازیگوشی تنش‌برانگیز با مشکوک را کاهش داد.

mediation can often de-escalate conflicts between neighbors.

میانجی‌گری معمولاً تعارضات بین همسایگان را کاهش می‌دهد.

the government's new policies aim to de-escalate tensions in the region.

سیاست‌های جدید دولت به‌منظور کاهش تنش‌های منطقه‌ای است.

training programs teach officers how to de-escalate situations involving mentally ill individuals.

برنامه‌های آموزشی به نیروی انتظامی آموزش می‌دهد که چگونه وضعیت‌هایی که افراد مبتلا به اختلال روانی در آن‌ها هستند را کاهش دهند.

the counselor used active listening to de-escalate the student's anger.

مربی با گوش دادن فعال به عصبانیت دانش‌آموز کاهش داد.

a calm voice and empathetic approach can de-escalate a heated argument.

یک صدای آرام و رویکرد متعاطفی می‌تواند یک میانجی‌گری گرم را کاهش دهد.

the security guard attempted to de-escalate the argument between the two customers.

نگهبان تلاش کرد تا اختلاف بین دو مشتری را کاهش دهد.

effective communication is key to de-escalating workplace conflicts.

ارتباط موثر کلید کاهش تعارضات محیط کار است.

the team leader needs to de-escalate the project's timeline to avoid burnout.

رهبر تیم نیاز دارد تا زمان‌بندی پروژه را کاهش دهد تا از افراط در کار جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید