deacon

[ایالات متحده]/'diːk(ə)n/
[بریتانیا]/ˈdikən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وزیر یا فردی غیر روحانی که مجاز است در اداره مراسم مقدس، به ویژه در کلیسای کاتولیک، کمک کند
Word Forms
جمعdeacons

عبارات و ترکیب‌ها

ordained deacon

کشیش منصوب

assistant deacon

کشیش دستیار

جملات نمونه

ordained as a deacon in the church

به عنوان کشیش منصوب شد

the deacon led the congregation in prayer

کشیش، جماعت را در نماز هدایت کرد

the deacon assisted the priest during the service

کشیش در طول مراسم به کشیش کمک کرد

he was known for his dedication as a deacon

او به دلیل تعهدش به عنوان کشیش شناخته شده بود

the deacon visited the sick and elderly in the community

کشیش از بیماران و افراد مسن در جامعه دیدار کرد

the deacon's role is to serve the church and its members

وظیفه کشیش خدمت به کلیسا و اعضای آن است

the deacon wore a stole as part of his attire

کشیش به عنوان بخشی از لباس خود، شال می پوشید

the deacon's duties include assisting with baptisms and weddings

وظایف کشیش شامل کمک به غسل تعمید و عروسی ها است

the deacon's responsibilities extend beyond the church walls

مسئولیت‌های کشیش فراتر از دیوارهای کلیسا است

the deacon is a respected figure in the religious community

کشیش شخصیتی مورد احترام در جامعه مذهبی است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید