debater

[ایالات متحده]/dɪ'betɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بحث کننده، کسی که در مباحثات شرکت می‌کند.
Word Forms
جمعdebaters

عبارات و ترکیب‌ها

skilled debater

مناظره‌کن حرفه‌ای

experienced debater

مناظره‌کن باتجربه

expert debater

مناظره‌کن متخصص

competent debater

مناظره‌کن توانمند

respected debater

مناظره‌کن محترم

جملات نمونه

the stringency of a debater's argument

شدت استدلال یک مناظره‌کننده

The debater was fast on the draw.

مناظره‌کننده سریع بود و وارد عمل شد.

he was a redoubtable debater with a caustic tongue.

او یک مناظره‌کننده سرسخت با زبانی گزنده بود.

called the debater on a question of fact.

مناظره‌کننده را به دلیل یک سوال واقعی متوقف کرد.

The debater countered with another argument.

مناظره‌کننده با یک استدلال دیگر پاسخ داد.

The debater's argument failed of logical connection.

استدلال مناظره‌کننده فاقد ارتباط منطقی بود.

is surpassed by few as a debater;

به عنوان مناظره‌کننده، توسط تعداد کمی برتر است.

fierce criticism of every weakness in the debater's argument

انتقاد شدید از هر ضعفی در استدلال مناظره‌کننده

Debaters should avoid ad hominem arguments that question their opponents' motives.

مناظره‌کنندگان باید از استدلال‌های مغالطه شخصی که به انگیزه‌های حریفان سؤال می‌کنند، اجتناب کنند.

The debater refused to cede the point to her opponent.

مناظره کننده از واگذاری این نکته به حریفش امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید