debbie-downer alert
هشدار دبی-دوورنر
such a debbie-downer
چنین دبی-دوورنری
being a debbie-downer
بودن دبی-دوورنر
debbie-downer vibes
حالمان دبی-دوورنر
avoid debbie-downers
از دبی-دوورنرها پرهیز کن
debbie-downer attitude
وضعیت دبی-دوورنر
don't be a debbie-downer
دبی-دوورنر نشو
debbie-downer moment
لحظه دبی-دوورنر
like a debbie-downer
مثل دبی-دوورنر
total debbie-downer
دبی-دوورنر کامل
don't be such a debbie-downer; let's try to stay positive.
چنین یک نفر منفی نباش، سعی کن مثبت باشیم.
her debbie-downer attitude was dragging the whole team down.
وضعیت منفی او باعث کندی تمام تیم شد.
he's a total debbie-downer when it comes to relationships.
وی در مورد روابط کاملاً منفی است.
we don't need a debbie-downer ruining our vacation plans.
ما به یک نفر منفی نیاز نداریم که برنامه تفریغمان را خراب کند.
stop being a debbie-downer and just try it!
دیگر نزنی به یک نفر منفی و فقط سعی کن!
i hate being the debbie-downer, but i see some potential problems.
من از اینکه نفر منفی هستم ناراحت هستم، اما برخی مشکلات احتمالی دارم.
she's always been a debbie-downer about her job prospects.
او همیشه در مورد آینده شغلیاش منفی بوده است.
don't be a debbie-downer; there's still hope for success.
چنین یک نفر منفی نباش، هنوز امیدی برای موفقیت وجود دارد.
he turned into a debbie-downer after the bad news.
پس از خبر بد، وی به یک نفر منفی تبدیل شد.
we need someone optimistic, not another debbie-downer.
ما به یک نفر متفکر و مثبت نیاز داریم، نه یک نفر منفی دیگر.
please don't be a debbie-downer about the project outcome.
لطفاً در مورد نتیجه پروژه چنین یک نفر منفی نباش.
debbie-downer alert
هشدار دبی-دوورنر
such a debbie-downer
چنین دبی-دوورنری
being a debbie-downer
بودن دبی-دوورنر
debbie-downer vibes
حالمان دبی-دوورنر
avoid debbie-downers
از دبی-دوورنرها پرهیز کن
debbie-downer attitude
وضعیت دبی-دوورنر
don't be a debbie-downer
دبی-دوورنر نشو
debbie-downer moment
لحظه دبی-دوورنر
like a debbie-downer
مثل دبی-دوورنر
total debbie-downer
دبی-دوورنر کامل
don't be such a debbie-downer; let's try to stay positive.
چنین یک نفر منفی نباش، سعی کن مثبت باشیم.
her debbie-downer attitude was dragging the whole team down.
وضعیت منفی او باعث کندی تمام تیم شد.
he's a total debbie-downer when it comes to relationships.
وی در مورد روابط کاملاً منفی است.
we don't need a debbie-downer ruining our vacation plans.
ما به یک نفر منفی نیاز نداریم که برنامه تفریغمان را خراب کند.
stop being a debbie-downer and just try it!
دیگر نزنی به یک نفر منفی و فقط سعی کن!
i hate being the debbie-downer, but i see some potential problems.
من از اینکه نفر منفی هستم ناراحت هستم، اما برخی مشکلات احتمالی دارم.
she's always been a debbie-downer about her job prospects.
او همیشه در مورد آینده شغلیاش منفی بوده است.
don't be a debbie-downer; there's still hope for success.
چنین یک نفر منفی نباش، هنوز امیدی برای موفقیت وجود دارد.
he turned into a debbie-downer after the bad news.
پس از خبر بد، وی به یک نفر منفی تبدیل شد.
we need someone optimistic, not another debbie-downer.
ما به یک نفر متفکر و مثبت نیاز داریم، نه یک نفر منفی دیگر.
please don't be a debbie-downer about the project outcome.
لطفاً در مورد نتیجه پروژه چنین یک نفر منفی نباش.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید