debilitator

[ایالات متحده]//dɪˈbɪlɪteɪtə//
[بریتانیا]//dɪˈbɪlɪteɪtər//

ترجمه

n. شخص، عامل یا عنصری که ضعیف‌کننده است؛ چیزی که باعث ضعف یا کاهش عملکرد می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

the debilitator

اثر تضعیف کننده

a debilitator

تضعیف کننده قوی

the debilitators

تضعیف کننده مزمن

major debilitator

تضعیف کننده شیمیایی

political debilitator

تضعیف کننده درد

economic debilitator

تضعیف کننده استرس

جملات نمونه

the disease acted as a debilitator, slowly weakening his immune system.

ویروس یک تضعیف‌کننده قوی است که باعث می‌شود بیماران برای هفته‌ها بیش از حد ضعیف باشند.

stress is a powerful debilitator of mental health.

استرس مزمن می‌تواند یک تضعیف‌کننده خاموش باشد که به مرور زمان تمرکز و خواب را از بین می‌برد.

the cold weather became a debilitator for the outdoor event.

کم آبی بدن یک تضعیف‌کننده اصلی در طول موج‌های گرما، به ویژه برای افراد مسن است.

prolonged unemployment can be a significant debilitator of self-esteem.

کم خونی درمان نشده به یک تضعیف‌کننده دائمی تبدیل می‌شود و هر روز انرژی و استقامت را تخلیه می‌کند.

addiction is often a debilitator that destroys families.

التهاب به عنوان یک تضعیف‌کننده سیستمیک عمل می‌کند و درد را در چندین مفصل تشدید می‌کند.

the pandemic proved to be a major debilitator of the global economy.

سوء استفاده از الکل یک تضعیف‌کننده بلندمدت است که می‌تواند به کبد و مغز آسیب برساند.

loneliness can be a serious debilitator of emotional well-being.

کیفیت هوای نامناسب یک تضعیف‌کننده تنفسی است که باعث سرفه و تنگی نفس می‌شود.

pollution is a debilitator that affects respiratory health.

کم‌خوابی شدید یک تضعیف‌کننده شناختی است که سرعت واکنش و تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد.

political instability serves as a debilitator of national progress.

ضربه‌های مکرر به سر می‌تواند یک تضعیف‌کننده عصبی برای ورزشکاران در طول یک دوره حرفه‌ای کامل باشد.

chronic pain is a debilitator that affects daily life.

سوءتغذیه همچنان یک تضعیف‌کننده رایج در مناطق بحرانی است که در آن مواد غذایی محدود است.

the injury was a debilitator, preventing him from playing sports.

تنهایی می‌تواند یک تضعیف‌کننده عاطفی باشد و باعث کاهش انگیزه و تاب‌آوری شود.

fear can be a debilitator that holds people back from success.

خستگی شدید یک تضعیف‌کننده عملکرد در شیفت‌های شب است و خطر خطاها را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید