defenselessly

[ایالات متحده]/dɪˈfensləsli/
[بریتانیا]/dɪˈfensəsli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای ناتوان و بی‌دفاع

عبارات و ترکیب‌ها

lay defenselessly

بی‌دفاع قرار گرفت

stood defenselessly

بی‌دفاع ایستاد

struck defenselessly

بی‌دفاع ضربه زد

جملات نمونه

the small town stood defenselessly against the approaching hurricane.

شهر کوچک بدون دفاعیه در برابر بوروکی که به سوی آن نزدیک می شد قرار داشت.

she smiled defenselessly, revealing her true feelings.

او با یک لبخند بدون دفاعیه، احساسات واقعی خود را نشان داد.

the army was caught defenselessly without proper fortifications.

نیروی نظامی بدون دفاعیه و بدون حصارهای مناسب دستگیر شد.

he looked at her defenselessly, his heart completely exposed.

او به طور بدون دفاعیه به او نگاه کرد، قلبش کاملاً بی‌پوشش بود.

the website lay defenselessly open to hackers.

وبسایت بدون دفاعیه در برابر هکرها باز بود.

the company found itself defenselessly against the hostile takeover.

شرکت خود را در برابر اندوخته‌ی دشمنانه بدون دفاعیه یافت.

children stand defenselessly against such predators.

کودکان در برابر چنین شکارگرها ای بدون دفاعیه قرار دارند.

the argument left him defenselessly exposed.

این مâuزه او را بدون دفاعیه و بی‌پوشش گذاشت.

the team played defenselessly, focusing only on attack.

تیم بدون دفاعیه بازی کرد و فقط روی حمله تمرکز داشت.

without legal counsel, she stood defenselessly before the court.

بدون مشاور حقوقی، او در برابر دادگاه بدون دفاعیه قرار داشت.

the village remained defenselessly during the invasion.

در طول فتح، روستا بدون دفاعیه باقی ماند.

his defenses crumbled defenselessly under her relentless questioning.

دفاع‌های او در برابر سوالات مکرر او بدون دفاعیه شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید