defunded

[ایالات متحده]/[dɪˈfʌndɪd]/
[بریتانیا]/[dɪˈfʌndɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای برداشتن حمایت مالی از (یک سازمان یا پروژه).؛ تهی کردن از بودجه؛ محروم کردن از منابع.
adj. که بودجه نداشته است؛ بدون بودجه.

عبارات و ترکیب‌ها

defunded programs

برنامه‌های حذف بودجه

severely defunded

به شدت حذف بودجه شده

defunded police

حذف بودجه پلیس

already defunded

از قبل حذف بودجه شده

defunded schools

مدارس حذف بودجه شده

fully defunded

به طور کامل حذف بودجه شده

agency defunded

سازمان حذف بودجه شده

repeatedly defunded

به طور مکرر حذف بودجه شده

جملات نمونه

the project was defunded due to budget cuts.

پروژه به دلیل کاهش بودجه لغو بود.

several community programs were defunded last year.

چند برنامه محلی سال گذشته لغو بود.

the arts program was defunded, sparking controversy.

برنامه هنری لغو شد و باعث جنجال شد.

after the scandal, the foundation was defunded.

پس از رسوایی، بنیاد لغو بود.

the research grant was defunded unexpectedly.

به طور غیرمنتظره، کمک هزینه تحقیقاتی لغو شد.

the school's sports team was defunded this semester.

تیم ورزشی مدرسه این ترم لغو بود.

the initiative was defunded despite positive results.

با وجود نتایج مثبت، طرح لغو بود.

the museum was defunded and forced to close.

موزه لغو بود و مجبور به تعطیلی شد.

the local library was defunded, a major loss.

کتابخانه محلی لغو بود، یک ضربه بزرگ.

the after-school program was defunded, impacting students.

برنامه بعد از مدرسه لغو شد و بر دانش آموزان تأثیر گذاشت.

the environmental initiative was defunded by the government.

طرح زیست محیطی توسط دولت لغو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید