degradations

[ایالات متحده]/ˌdɛɡrəˈdeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌdɛɡrəˈdeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تخریب؛ کاهش یا زوال؛ فرسایش یا ساییدگی؛ ویرانی یا آسیب

عبارات و ترکیب‌ها

environmental degradations

تخریب‌های زیست‌محیطی

social degradations

تخریب‌های اجتماعی

moral degradations

تخریب‌های اخلاقی

rapid degradations

تخریب‌های سریع

economic degradations

تخریب‌های اقتصادی

physical degradations

تخریب‌های فیزیکی

cultural degradations

تخریب‌های فرهنگی

ecological degradations

تخریب‌های اکولوژیکی

systemic degradations

تخریب‌های سیستمی

gradual degradations

تخریب‌های تدریجی

جملات نمونه

environmental degradations can lead to severe consequences.

تدهیقات زیست‌محیطی می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the report highlights the degradations of natural resources.

گزارش، تدهیوی منابع طبیعی را برجسته می‌کند.

degradations in soil quality affect crop yields.

تدهیوی کیفیت خاک بر عملکرد محصول تأثیر می‌گذارد.

urbanization has caused significant degradations in air quality.

گسترش شهرها باعث تدهیوی قابل توجه کیفیت هوا شده است.

degradations in ecosystems threaten biodiversity.

تدهیوی اکوسیستم‌ها، تنوع زیستی را تهدید می‌کند.

we must address the degradations of our water sources.

ما باید به تدهیوی منابع آب خود رسیدگی کنیم.

climate change accelerates the degradations of habitats.

تغییرات آب و هوایی، تدهیوی زیستگاه‌ها را تسریع می‌کند.

degradations in infrastructure can hinder economic growth.

تدهیوی زیرساخت‌ها می‌تواند رشد اقتصادی را مختل کند.

social degradations often accompany economic decline.

تدهیوی اجتماعی اغلب با رکود اقتصادی همراه است.

community efforts are essential to combat environmental degradations.

تلاش‌های مردمی برای مقابله با تدهیوی زیست‌محیطی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید