| جمع | deliverers |
message deliverer
تحویل دهنده پیام
package deliverer
تحویل دهنده بسته
news deliverer
تحویل دهنده اخبار
food deliverer
تحویل دهنده غذا
letter deliverer
تحویل دهنده نامه
service deliverer
ارائه دهنده خدمات
product deliverer
تحویل دهنده محصول
order deliverer
تحویل دهنده سفارش
parcel deliverer
تحویل دهنده بسته پستی
solution deliverer
ارائه دهنده راه حل
the deliverer arrived just in time for the meeting.
تحویل دهنده درست به موقع برای جلسه رسید.
she was known as the deliverer of good news.
او به عنوان تحویل دهنده اخبار خوب شناخته می شد.
the deliverer ensured that the package was handled with care.
تحویل دهنده اطمینان حاصل کرد که بسته با مراقبت برخورد شود.
he worked as a deliverer for a local restaurant.
او به عنوان تحویل دهنده برای یک رستوران محلی کار می کرد.
as a deliverer, punctuality is crucial.
به عنوان یک تحویل دهنده، به موقع بودن بسیار مهم است.
the deliverer received a tip for excellent service.
تحویل دهنده برای خدمات عالی انعام دریافت کرد.
many people rely on the deliverer for their daily meals.
بسیاری از مردم برای وعده های غذایی روزانه خود به تحویل دهنده اعتماد دارند.
the deliverer faced heavy traffic on his route.
تحویل دهنده در مسیر خود با ترافیک سنگین روبرو شد.
it's important for a deliverer to know the area well.
برای یک تحویل دهنده مهم است که منطقه را به خوبی بشناسد.
the deliverer smiled as he handed over the package.
تحویل دهنده لبخند زد وقتی بسته را تحویل داد.
message deliverer
تحویل دهنده پیام
package deliverer
تحویل دهنده بسته
news deliverer
تحویل دهنده اخبار
food deliverer
تحویل دهنده غذا
letter deliverer
تحویل دهنده نامه
service deliverer
ارائه دهنده خدمات
product deliverer
تحویل دهنده محصول
order deliverer
تحویل دهنده سفارش
parcel deliverer
تحویل دهنده بسته پستی
solution deliverer
ارائه دهنده راه حل
the deliverer arrived just in time for the meeting.
تحویل دهنده درست به موقع برای جلسه رسید.
she was known as the deliverer of good news.
او به عنوان تحویل دهنده اخبار خوب شناخته می شد.
the deliverer ensured that the package was handled with care.
تحویل دهنده اطمینان حاصل کرد که بسته با مراقبت برخورد شود.
he worked as a deliverer for a local restaurant.
او به عنوان تحویل دهنده برای یک رستوران محلی کار می کرد.
as a deliverer, punctuality is crucial.
به عنوان یک تحویل دهنده، به موقع بودن بسیار مهم است.
the deliverer received a tip for excellent service.
تحویل دهنده برای خدمات عالی انعام دریافت کرد.
many people rely on the deliverer for their daily meals.
بسیاری از مردم برای وعده های غذایی روزانه خود به تحویل دهنده اعتماد دارند.
the deliverer faced heavy traffic on his route.
تحویل دهنده در مسیر خود با ترافیک سنگین روبرو شد.
it's important for a deliverer to know the area well.
برای یک تحویل دهنده مهم است که منطقه را به خوبی بشناسد.
the deliverer smiled as he handed over the package.
تحویل دهنده لبخند زد وقتی بسته را تحویل داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید