deplored

[ایالات متحده]/dɪˈplɔːd/
[بریتانیا]/dɪˈplɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابراز نارضایتی شدید از; احساس یا ابراز تاسف برای

عبارات و ترکیب‌ها

deplored actions

اقدامات ناپسند

deplored situation

وضعیت ناپسند

deplored decision

تصمیم ناپسند

deplored policy

سیاست ناپسند

deplored comments

نظرات ناپسند

deplored behavior

رفتار ناپسند

deplored act

عمل ناپسند

deplored practice

روش ناپسند

deplored incident

واقعه ناپسند

deplored conduct

رفت و روبط ناپسند

جملات نمونه

the committee deplored the lack of funding for education.

کمیته فقدان بودجه برای آموزش را تأسف‌بار دانست.

many citizens deplored the decision to cut public services.

بسیاری از شهروندان تصمیم به کاهش خدمات عمومی را تأسف‌بار دانستند.

she deplored the violence in the community.

او خشونت در جامعه را تأسف‌بار دانست.

environmentalists deplored the destruction of natural habitats.

فعال محیط زیست تخریب زیستگاه‌های طبیعی را تأسف‌بار دانستند.

the teacher deplored the students' lack of interest in reading.

معلم عدم علاقه دانش‌آموزان به مطالعه را تأسف‌بار دانست.

he deplored the rise of misinformation on social media.

او افزایش اطلاعات نادرست در رسانه‌های اجتماعی را تأسف‌بار دانست.

activists deplored the government's inaction on climate change.

فعال‌ها بی‌عملی دولت در مورد تغییرات آب و هوایی را تأسف‌بار دانستند.

she deplored the discrimination faced by minority groups.

او تبعیض علیه گروه‌های اقلیت را تأسف‌بار دانست.

he deplored the lack of support for mental health services.

او فقدان حمایت از خدمات بهداشت روان را تأسف‌بار دانست.

the author deplored the censorship of his book.

نویسنده سانسور کتاب خود را تأسف‌بار دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید