deplores

[ایالات متحده]/dɪˈplɔːz/
[بریتانیا]/dɪˈplɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابراز شدید نارضایتی از چیزی؛ احساس یا ابراز اندوه یا پشیمانی

عبارات و ترکیب‌ها

deplores violence

مخالف خشونت است

deplores injustice

مخالف بی‌عدالتی است

deplores corruption

مخالف فساد است

deplores discrimination

مخالف تبعیض است

deplores poverty

مخالف فقر است

deplores cruelty

مخالف بی‌رحمی است

deplores neglect

مخالف غفلت است

deplores war

مخالف جنگ است

deplores suffering

مخالف رنج است

deplores hate

مخالف نفرت است

جملات نمونه

the community deplores the increase in crime rates.

جامعه افزایش نرخ جرم و جنایت را محکوم می‌کند.

she deplores the lack of support for mental health issues.

او فقدان حمایت از مسائل بهداشت روان را محکوم می‌کند.

many citizens deplore the government's decision to cut funding.

شهروندان زیادی تصمیم دولت برای کاهش بودجه را محکوم می‌کنند.

the organization deplores the environmental destruction caused by industry.

سازمان تخریب محیط زیست ناشی از فعالیت‌های صنعتی را محکوم می‌کند.

he deplores the rise of intolerance in society.

او افزایش عدم تحمل در جامعه را محکوم می‌کند.

activists deplore the treatment of refugees around the world.

فعالان نحوه برخورد با پناهندگان در سراسر جهان را محکوم می‌کنند.

she publicly deplores violence in all its forms.

او به طور علنی خشونت را به هر شکلی محکوم می‌کند.

many educators deplore the lack of resources in public schools.

معلمان زیادی فقدان منابع در مدارس دولتی را محکوم می‌کنند.

the report deplores the ongoing discrimination faced by minorities.

گزارش تبعیض مداوم با قشر اقلیت‌ها را محکوم می‌کند.

he often deplores the state of political discourse in the country.

او اغلب از سطح گفتمان سیاسی در کشور ناراضی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید