depopulates

[ایالات متحده]/diːˈpɒpjʊleɪts/
[بریتانیا]/diˈpɑːpjʊleɪts/

ترجمه

v. کاهش جمعیت یک مکان

عبارات و ترکیب‌ها

depopulates quickly

به سرعت تخلیه می‌شود

depopulates rapidly

به سرعت تخلیه می‌شود

depopulates entirely

به طور کامل تخلیه می‌شود

depopulates gradually

به تدریج تخلیه می‌شود

depopulates significantly

به طور قابل توجهی تخلیه می‌شود

depopulates heavily

به شدت تخلیه می‌شود

depopulates effectively

به طور موثر تخلیه می‌شود

depopulates slowly

به آرامی تخلیه می‌شود

depopulates completely

به طور کامل تخلیه می‌شود

depopulates frequently

به طور مکرر تخلیه می‌شود

جملات نمونه

the disease depopulates the local wildlife.

بیماری باعث کاهش جمعیت حیات وحش محلی می‌شود.

overfishing depopulates the fish population in the area.

ماهیگیری بیش از حد باعث کاهش جمعیت ماهی در منطقه می‌شود.

urban development often depopulates rural communities.

توسعه شهری اغلب باعث کاهش جمعیت جوامع روستایی می‌شود.

climate change depopulates habitats for many species.

تغییرات آب و هوا باعث کاهش زیستگاه برای بسیاری از گونه‌ها می‌شود.

the war depopulates entire regions.

جنگ باعث کاهش جمعیت مناطق وسیع می‌شود.

natural disasters can quickly depopulate a city.

بلایای طبیعی می‌توانند به سرعت باعث کاهش جمعیت یک شهر شوند.

pollution depopulates aquatic life in rivers.

آلودگی باعث کاهش حیات آبزیان در رودخانه‌ها می‌شود.

economic decline depopulates the workforce.

رکود اقتصادی باعث کاهش نیروی کار می‌شود.

invasive species depopulate native plants.

گونه‌های مهاجم باعث کاهش گیاهان بومی می‌شوند.

the migration of people depopulates small towns.

مهاجرت مردم باعث کاهش جمعیت شهرهای کوچک می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید