populates

[ایالات متحده]/ˈpɒpjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈpɑːpjʊleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در محل زندگی کردن; در زندگی کردن; به مهاجرت کردن; در مستقر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

data populates

داده ها پر می شوند

table populates

جدول پر می شود

form populates

فرم پر می شود

list populates

لیست پر می شود

database populates

پایگاه داده پر می شود

field populates

فیلد پر می شود

report populates

گزارش پر می شود

grid populates

شبکه پر می شود

screen populates

صفحه پر می شود

interface populates

رابط کاربری پر می شود

جملات نمونه

the software populates the database with user information.

نرم‌افزار پایگاه داده را با اطلاعات کاربر پر می‌کند.

this tool populates the spreadsheet with sales data.

این ابزار صفحه گسترده را با داده‌های فروش پر می‌کند.

the application automatically populates the form fields.

این برنامه به طور خودکار فیلدهای فرم را پر می‌کند.

the report populates the necessary statistics for analysis.

گزارش آمار لازم را برای تجزیه و تحلیل پر می‌کند.

the website populates content based on user preferences.

وب سایت محتوا را بر اساس ترجیحات کاربر پر می‌کند.

the program populates the list with available options.

برنامه لیست را با گزینه‌های موجود پر می‌کند.

the game populates the world with various characters.

بازی جهان را با شخصیت‌های مختلف پر می‌کند.

the survey tool populates responses in real-time.

ابزار نظرسنجی پاسخ‌ها را در زمان واقعی پر می‌کند.

the system populates the inventory with new items.

سیستم موجودی را با اقلام جدید پر می‌کند.

the api populates the data for the application.

API داده‌ها را برای برنامه پر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید