derogatorily

[ایالات متحده]/dɪˈrɒɡətərɪli/
[بریتانیا]/dɪˈrɑɡəˌtɔːrɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که کوچک یا تحقیر کند

عبارات و ترکیب‌ها

talk derogatorily

صحبت کردن تحقیرآمیز

speak derogatorily

صحبت کردن تحقیرآمیز

refer derogatorily

اشاره کردن تحقیرآمیز

act derogatorily

عمل کردن تحقیرآمیز

label derogatorily

برچسب زدن تحقیرآمیز

describe derogatorily

توصیف کردن تحقیرآمیز

comment derogatorily

نظریه دادن تحقیرآمیز

view derogatorily

نگاه کردن تحقیرآمیز

depict derogatorily

تصویر کردن تحقیرآمیز

criticize derogatorily

انتقاد کردن تحقیرآمیز

جملات نمونه

she referred to him derogatorily as a "loser."

او به او به عنوان یک "بازنده" تحقیرآمیز اشاره کرد.

the critics spoke derogatorily about the new film.

منتقدان به طور تحقیرآمیز درباره فیلم جدید صحبت کردند.

he often uses the term derogatorily in discussions.

او اغلب این اصطلاح را به طور تحقیرآمیز در بحث ها به کار می برد.

they laughed derogatorily at her ideas.

آنها به طور تحقیرآمیز به ایده های او خندیدند.

she looked at him derogatorily after his comment.

او پس از اظهار نظر او تحقیرآمیز به او نگاه کرد.

using that word derogatorily can hurt feelings.

استفاده از آن کلمه به طور تحقیرآمیز می تواند باعث ناراحتی شود.

he was labeled derogatorily by his peers.

همسالان او را تحقیرآمیز برچسب زدند.

she addressed the issue derogatorily in her speech.

او به طور تحقیرآمیز به این موضوع در سخنرانی خود پرداخت.

they referred to the proposal derogatorily as nonsense.

آنها به طور تحقیرآمیز پیشنهاد را به عنوان پوچ و بیهوده توصیف کردند.

his comments were taken derogatorily by the audience.

گوشندگان نظرات او را تحقیرآمیز برداشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید