desensitizing

[ایالات متحده]/diːˈsɛn.sɪ.taɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/diˈsɛn.sɪ.taɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش حساسیت؛ بی‌حس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

desensitizing agent

عامل بی‌حسی

desensitizing cream

کرم بی‌حسی

desensitizing treatment

درمان بی‌حسی

desensitizing medication

داروی بی‌حسی

desensitizing effect

اثر بی‌حسی

desensitizing process

فرآیند بی‌حسی

desensitizing therapy

درمان بی‌حسی

desensitizing solution

راه حل بی‌حسی

desensitizing spray

اسپری بی‌حسی

desensitizing method

روش بی‌حسی

جملات نمونه

desensitizing treatments can help reduce allergic reactions.

درمان‌های حساسیت‌زدایی می‌توانند به کاهش واکنش‌های آلرژیک کمک کنند.

he found desensitizing techniques useful for managing anxiety.

او تکنیک‌های حساسیت‌زدایی را برای مدیریت اضطراب مفید یافت.

desensitizing exposure therapy is effective for phobias.

درمان قرارگیری حساسیت‌زدایی برای فوبیاها موثر است.

the desensitizing process helped her cope with trauma.

فرآیند حساسیت‌زدایی به او کمک کرد تا با آسیب روبرو شود.

desensitizing agents are often used in dental procedures.

عوامل حساسیت‌زدایی اغلب در روش‌های دندانپزشکی استفاده می‌شوند.

she underwent desensitizing therapy for her pet allergies.

او برای آلرژی‌های حیوان خانگی خود تحت درمان حساسیت‌زدایی قرار گرفت.

desensitizing methods can lessen the impact of stress.

روش‌های حساسیت‌زدایی می‌توانند اثر استرس را کاهش دهند.

he used desensitizing cream to prepare for the tattoo.

او از کرم حساسیت‌زدایی برای آمادگی خالکوب استفاده کرد.

desensitizing strategies are important for emotional resilience.

استراتژی‌های حساسیت‌زدایی برای تاب‌آوری عاطفی مهم هستند.

they discussed desensitizing techniques in the workshop.

آنها تکنیک‌های حساسیت‌زدایی را در کارگاه مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید