desiccated

[ایالات متحده]/'dɛsɪketɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خشک شده، به صورت پودر.
Word Forms
قسمت سوم فعلdesiccated

عبارات و ترکیب‌ها

desiccated coconut

کره نارگیل خشک

desiccated liver

کبد خشک

جملات نمونه

a desiccated history of ideas.

یک تاریخچه خشکیده از ایده‌ها

a factory where coconut meat is shredded and desiccated;

یک کارخانه که در آن گوشت نارگیل خرد و خشک می شود;

We passed the desiccated corpse of a brigand hanging on a gibbet.

ما از کنار جسد خشکیده یک راهزن که بر روی دار آویخته بود، عبور کردیم.

From a puckered hole in the corpse's desiccated trunk rose the stump of an arrow, broken off a handsbreadth above the ribs.

از یک سوراخ جمع شده در تنه خشک شده جسد، سر یک نیزر که یک وجب بالای دنده‌ها شکسته شده بود، بیرون زده بود.

The desiccated leaves crunched underfoot as she walked through the forest.

برگ‌های خشکیده زیر پایشان خرد می‌شدند، در حالی که از میان جنگل عبور می‌کردند.

The desiccated fruit was too dry to eat.

میوه خشکیده آنقدر خشک بود که نمی‌شد خورد.

The desiccated landscape showed no signs of life.

منظره خشکیده هیچ نشانه ای از حیات نداشت.

The desiccated corpse was found in the desert.

جسد خشکیده در صحرا پیدا شد.

The desiccated meat had been preserved for years.

گوشت خشکیده سال‌ها بود که حفظ شده بود.

The desiccated air in the room made it hard to breathe.

هوا خشکیده در اتاق تنفس را دشوار می‌کرد.

Her desiccated skin showed the effects of too much sun exposure.

پوست خشکیده او نشان دهنده اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید زیاد بود.

The desiccated flowers crumbled to dust when touched.

گل‌های خشکیده در اثر لمس به خاکستر تبدیل شدند.

The desiccated wood was brittle and easily broken.

چوب خشکیده شکننده و به راحتی شکسته می‌شد.

The desiccated remains of the ancient civilization were discovered in the desert.

آثار خشکیده تمدن باستانی در صحرا کشف شد.

نمونه‌های واقعی

It has other bits and pieces rolled in desiccated coconut.

این قطعات و تکه های دیگر را در نارگیل خشک شده رول کرده اند.

منبع: Gourmet Base

It's got marshmallows, you can see those, desiccated coconuts, digestive biscuits and it is bound together with condensed milk.

دارای مارشمالو، می توانید آنها را ببینید، نارگیل خشک شده، بیسکویت های گوارشی و با شیر غلیظ شده به هم متصل شده اند.

منبع: Gourmet Base

Think Baz perhaps you're a bit closer with something like a lamington that's covered in desiccated coconut.

فکر کنم باز، شاید کمی به چیزی شبیه لامینگتون که با نارگیل خشک شده پوشانده شده است، نزدیک تر باشید.

منبع: Gourmet Base

I mean, it's powdery, it's got the texture of finer desiccated coconut, but I have no idea. It's kind of flavourless.

منظورم این است که پودری است، بافت نارگیل خشک شده ظریف تر دارد، اما نمی دانم. تقریباً فاقد طعم است.

منبع: Gourmet Base

Processing can make healthy foods unhealthy: fruit, for instance, goes from healthy to unhealthy as it is desiccated, squeezed or sweetened.

فرآوری می تواند غذاهای سالم را ناسالم کند: به عنوان مثال، میوه از سالم به ناسالم تبدیل می شود زیرا خشک شده، آب گرفته شده یا شیرین شده است.

منبع: 2023-37

That's because cinnamon, the delicious spice that turns butter and sugar and bread into MAGIC, is actually the desiccated, powdered bark of cinnamon trees.

این به این دلیل است که دارچین، ادویه خوشمزه ای که کره و شکر و نان را به جادو تبدیل می کند، در واقع پوست خشک شده و پودر شده درختان دارچین است.

منبع: Scishow Selected Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید