shriveled

[ایالات متحده]/ˈʃrɪv.əld/
[بریتانیا]/ˈʃrɪv.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چروک شدن یا کوچک شدن به دلیل گرما، سرما، خشکی یا پیری

عبارات و ترکیب‌ها

shriveled fruit

میوه پژمرده

shriveled leaves

برگ‌های پژمرده

shriveled skin

پوست پژمرده

shriveled flowers

گل‌های پژمرده

shriveled grapes

انگورهای پژمرده

shriveled hands

دست‌های پژمرده

shriveled body

بدن پژمرده

shriveled roots

ریشه‌های پژمرده

shriveled vegetables

سبزیجات پژمرده

shriveled remains

بقایای پژمرده

جملات نمونه

the leaves shriveled in the intense heat.

برگ‌ها در گرمای شدید پژمرده شدند.

his hands were shriveled from years of hard work.

دست‌های او سال‌ها کار سخت باعث شده بود که پژمرده شوند.

the fruit shriveled and fell from the tree.

میوه ها پژمرده شدند و از درخت افتادند.

she noticed her skin had shriveled after the sun exposure.

او متوجه شد که پوستش پس از قرار گرفتن در معرض نور خورشید پژمرده شده است.

the flowers shriveled without enough water.

گل‌ها به دلیل کمبود آب پژمرده شدند.

his enthusiasm shriveled after repeated failures.

اشتیاق او پس از شکست‌های مکرر پژمرده شد.

the once vibrant garden now looked shriveled and lifeless.

باغ که زمانی پر جنب و جوش بود، اکنون پژمرده و بی‌روح به نظر می‌رسید.

the old grapevine had shriveled due to neglect.

الوی کهنسال به دلیل بی‌توجهی پژمرده شده بود.

his dreams shriveled as reality set in.

رویاهای او با پذیرش واقعیت پژمرده شدند.

the once plump berries had shriveled in the heat.

توت‌های که زمانی آبدار بودند، در گرما پژمرده شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید