despairs

[ایالات متحده]/dɪsˈpɛə/
[بریتانیا]/dɪsˈpɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد ناامیدی; از دست دادن تمام امید
n. فرم جمع ناامیدی; حالت ناامیدی

عبارات و ترکیب‌ها

despairs of hope

ناامیدی از امید

despairs in silence

ناامیدی در سکوت

despairs of life

ناامیدی از زندگی

despairs of love

ناامیدی از عشق

despairs of fate

ناامیدی از سرنوشت

despairs of failure

ناامیدی از شکست

despairs in darkness

ناامیدی در تاریکی

despairs of dreams

ناامیدی از رویاها

despairs of truth

ناامیدی از حقیقت

despairs of tomorrow

ناامیدی از فردا

جملات نمونه

she despairs at the thought of failing her exams.

او در فکر شکستن امتحان دچار ناامیدی می‌شود.

he despairs over the loss of his job.

او در مورد از دست دادن شغل خود دچار ناامیدی می‌شود.

many people despair when they face difficult challenges.

بسیاری از مردم وقتی با چالش‌های دشوار روبرو می‌شوند دچار ناامیدی می‌شوند.

she despairs of ever finding true love.

او در مورد یافتن عشق واقعی ناامید است.

they despairs at the lack of support from the community.

آنها در برابر فقدان حمایت جامعه دچار ناامیدی هستند.

in times of crisis, some people may despair and lose hope.

در زمان بحران، برخی افراد ممکن است دچار ناامیدی شوند و امید خود را از دست بدهند.

he often despairs about the state of the environment.

او اغلب در مورد وضعیت محیط زیست دچار ناامیدی می‌شود.

she despairs of ever achieving her dreams.

او در مورد دستیابی به رویاهایش ناامید است.

after several failed attempts, he began to despair.

پس از چندین تلاش ناموفق، او شروع به ناامید شدن کرد.

despair can often lead to feelings of isolation.

ناامیدی اغلب می‌تواند منجر به احساس انزوا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید