despairs of hope
ناامیدی از امید
despairs in silence
ناامیدی در سکوت
despairs of life
ناامیدی از زندگی
despairs of love
ناامیدی از عشق
despairs of fate
ناامیدی از سرنوشت
despairs of failure
ناامیدی از شکست
despairs in darkness
ناامیدی در تاریکی
despairs of dreams
ناامیدی از رویاها
despairs of truth
ناامیدی از حقیقت
despairs of tomorrow
ناامیدی از فردا
she despairs at the thought of failing her exams.
او در فکر شکستن امتحان دچار ناامیدی میشود.
he despairs over the loss of his job.
او در مورد از دست دادن شغل خود دچار ناامیدی میشود.
many people despair when they face difficult challenges.
بسیاری از مردم وقتی با چالشهای دشوار روبرو میشوند دچار ناامیدی میشوند.
she despairs of ever finding true love.
او در مورد یافتن عشق واقعی ناامید است.
they despairs at the lack of support from the community.
آنها در برابر فقدان حمایت جامعه دچار ناامیدی هستند.
in times of crisis, some people may despair and lose hope.
در زمان بحران، برخی افراد ممکن است دچار ناامیدی شوند و امید خود را از دست بدهند.
he often despairs about the state of the environment.
او اغلب در مورد وضعیت محیط زیست دچار ناامیدی میشود.
she despairs of ever achieving her dreams.
او در مورد دستیابی به رویاهایش ناامید است.
after several failed attempts, he began to despair.
پس از چندین تلاش ناموفق، او شروع به ناامید شدن کرد.
despair can often lead to feelings of isolation.
ناامیدی اغلب میتواند منجر به احساس انزوا شود.
despairs of hope
ناامیدی از امید
despairs in silence
ناامیدی در سکوت
despairs of life
ناامیدی از زندگی
despairs of love
ناامیدی از عشق
despairs of fate
ناامیدی از سرنوشت
despairs of failure
ناامیدی از شکست
despairs in darkness
ناامیدی در تاریکی
despairs of dreams
ناامیدی از رویاها
despairs of truth
ناامیدی از حقیقت
despairs of tomorrow
ناامیدی از فردا
she despairs at the thought of failing her exams.
او در فکر شکستن امتحان دچار ناامیدی میشود.
he despairs over the loss of his job.
او در مورد از دست دادن شغل خود دچار ناامیدی میشود.
many people despair when they face difficult challenges.
بسیاری از مردم وقتی با چالشهای دشوار روبرو میشوند دچار ناامیدی میشوند.
she despairs of ever finding true love.
او در مورد یافتن عشق واقعی ناامید است.
they despairs at the lack of support from the community.
آنها در برابر فقدان حمایت جامعه دچار ناامیدی هستند.
in times of crisis, some people may despair and lose hope.
در زمان بحران، برخی افراد ممکن است دچار ناامیدی شوند و امید خود را از دست بدهند.
he often despairs about the state of the environment.
او اغلب در مورد وضعیت محیط زیست دچار ناامیدی میشود.
she despairs of ever achieving her dreams.
او در مورد دستیابی به رویاهایش ناامید است.
after several failed attempts, he began to despair.
پس از چندین تلاش ناموفق، او شروع به ناامید شدن کرد.
despair can often lead to feelings of isolation.
ناامیدی اغلب میتواند منجر به احساس انزوا شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید