detouring around
دور زدن
detouring off
دور شدن از
detouring back
بازگشت از مسیر
detouring through
عبور از
detouring away
دور شدن
detouring towards
به سمت
detouring for
برای دور زدن
detouring past
عبور از کنار
detouring later
بعداً دور زدن
detouring backtrack
بازگشت به مسیر قبلی
we ended up detouring through the countryside.
ما در نهایت مجبور به انحراف از مسیر اصلی و عبور از مناطق روستایی شدیم.
detouring can sometimes save time if the main road is blocked.
انحراف گاهی اوقات می تواند در صورت مسدود بودن جاده اصلی، در وقت صرفه جویی کند.
he suggested detouring to avoid traffic jams.
او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از ترافیک سنگین انحراف کنیم.
detouring around the construction site was necessary.
انحراف از محل ساخت و ساز ضروری بود.
we spent an hour detouring due to a fallen tree.
به دلیل افتادن درخت، یک ساعت را برای انحراف صرف کردیم.
she didn't mind detouring for a scenic view.
او مشکلی نداشت برای دیدن منظره ای زیبا انحراف کنیم.
detouring added an unexpected adventure to our trip.
انحراف یک ماجراجویی غیرمنتظره به سفر ما اضافه کرد.
we were detouring to find a gas station.
ما برای پیدا کردن یک پمپ بنزین در حال انحراف بودیم.
detouring through the city made us late.
انحراف از طریق شهر باعث تاخیر ما شد.
they were detouring because of a marathon.
آنها به دلیل برگزاری ماراتن در حال انحراف بودند.
detouring around
دور زدن
detouring off
دور شدن از
detouring back
بازگشت از مسیر
detouring through
عبور از
detouring away
دور شدن
detouring towards
به سمت
detouring for
برای دور زدن
detouring past
عبور از کنار
detouring later
بعداً دور زدن
detouring backtrack
بازگشت به مسیر قبلی
we ended up detouring through the countryside.
ما در نهایت مجبور به انحراف از مسیر اصلی و عبور از مناطق روستایی شدیم.
detouring can sometimes save time if the main road is blocked.
انحراف گاهی اوقات می تواند در صورت مسدود بودن جاده اصلی، در وقت صرفه جویی کند.
he suggested detouring to avoid traffic jams.
او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از ترافیک سنگین انحراف کنیم.
detouring around the construction site was necessary.
انحراف از محل ساخت و ساز ضروری بود.
we spent an hour detouring due to a fallen tree.
به دلیل افتادن درخت، یک ساعت را برای انحراف صرف کردیم.
she didn't mind detouring for a scenic view.
او مشکلی نداشت برای دیدن منظره ای زیبا انحراف کنیم.
detouring added an unexpected adventure to our trip.
انحراف یک ماجراجویی غیرمنتظره به سفر ما اضافه کرد.
we were detouring to find a gas station.
ما برای پیدا کردن یک پمپ بنزین در حال انحراف بودیم.
detouring through the city made us late.
انحراف از طریق شهر باعث تاخیر ما شد.
they were detouring because of a marathon.
آنها به دلیل برگزاری ماراتن در حال انحراف بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید