detouring

[ایالات متحده]/dɪˈtʊərɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈtʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل گرفتن یک مسیر طولانی‌تر از حد لازم

عبارات و ترکیب‌ها

detouring around

دور زدن

detouring off

دور شدن از

detouring back

بازگشت از مسیر

detouring through

عبور از

detouring away

دور شدن

detouring towards

به سمت

detouring for

برای دور زدن

detouring past

عبور از کنار

detouring later

بعداً دور زدن

detouring backtrack

بازگشت به مسیر قبلی

جملات نمونه

we ended up detouring through the countryside.

ما در نهایت مجبور به انحراف از مسیر اصلی و عبور از مناطق روستایی شدیم.

detouring can sometimes save time if the main road is blocked.

انحراف گاهی اوقات می تواند در صورت مسدود بودن جاده اصلی، در وقت صرفه جویی کند.

he suggested detouring to avoid traffic jams.

او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از ترافیک سنگین انحراف کنیم.

detouring around the construction site was necessary.

انحراف از محل ساخت و ساز ضروری بود.

we spent an hour detouring due to a fallen tree.

به دلیل افتادن درخت، یک ساعت را برای انحراف صرف کردیم.

she didn't mind detouring for a scenic view.

او مشکلی نداشت برای دیدن منظره ای زیبا انحراف کنیم.

detouring added an unexpected adventure to our trip.

انحراف یک ماجراجویی غیرمنتظره به سفر ما اضافه کرد.

we were detouring to find a gas station.

ما برای پیدا کردن یک پمپ بنزین در حال انحراف بودیم.

detouring through the city made us late.

انحراف از طریق شهر باعث تاخیر ما شد.

they were detouring because of a marathon.

آنها به دلیل برگزاری ماراتن در حال انحراف بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید