die-hard fans
هواداران متعصب
die-hard supporters
طرفداران متعصب
die-hard believers
باورکنندگان متعصب
die-hard gamers
گیمرهای متعصب
die-hard republicans
جمهوریخواههای متعصب
being die-hards
متعصب بودن
true die-hards
متعصبان واقعی
die-hard core
هسته متعصب
were die-hards
متعصب بودند
die-hard attitude
نگاه متعصبانه
the team's die-hards stayed until the final whistle, cheering them on.
تیمِ متعصبان تا سوت آخر ماندند و از آنها حمایت کردند.
despite the product's flaws, some die-hards continue to use it daily.
با وجود نقصهای محصول، برخی از متعصبان همچنان به طور روزانه از آن استفاده میکنند.
he's a die-hard fan of the classic rock band, knowing all their songs.
او یک طرفدار متعصب گروه راک کلاسیک است و همه آهنگهایشان را میداند.
die-hard supporters gathered outside the stadium before the big game.
طرفداران متعصب در خارج از استادیوم قبل از بازی بزرگ جمع شدند.
she's a die-hard advocate for animal rights and volunteers at the shelter.
او یک مدافع متعصب حقوق حیوانات است و در پناهگاه داوطلبانه فعالیت میکند.
the die-hard gamers spent countless hours mastering the new video game.
گیمرهای متعصب ساعتهای بیشماری را صرف تسلط بر بازی ویدیویی جدید کردند.
even after the company's restructuring, the die-hards remained loyal employees.
حتی پس از بازسازی شرکت، کارکنان متعصب همچنان به عنوان کارمند وفادار باقی ماندند.
he's a die-hard believer in the power of education to change lives.
او یک باورمند متعصب به قدرت آموزش برای تغییر زندگیها است.
the die-hard members of the club organized a fundraising event.
اعضای متعصب باشگاه یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی را سازماندهی کردند.
they are die-hard republicans and actively participate in local politics.
آنها جمهوریخواههای متعصب هستند و به طور فعال در سیاست محلی شرکت میکنند.
despite the setbacks, the die-hard entrepreneurs refused to give up their dream.
با وجود مشکلات، کارآفرینان متعصب از دست دادن رویای خود امتناع کردند.
die-hard fans
هواداران متعصب
die-hard supporters
طرفداران متعصب
die-hard believers
باورکنندگان متعصب
die-hard gamers
گیمرهای متعصب
die-hard republicans
جمهوریخواههای متعصب
being die-hards
متعصب بودن
true die-hards
متعصبان واقعی
die-hard core
هسته متعصب
were die-hards
متعصب بودند
die-hard attitude
نگاه متعصبانه
the team's die-hards stayed until the final whistle, cheering them on.
تیمِ متعصبان تا سوت آخر ماندند و از آنها حمایت کردند.
despite the product's flaws, some die-hards continue to use it daily.
با وجود نقصهای محصول، برخی از متعصبان همچنان به طور روزانه از آن استفاده میکنند.
he's a die-hard fan of the classic rock band, knowing all their songs.
او یک طرفدار متعصب گروه راک کلاسیک است و همه آهنگهایشان را میداند.
die-hard supporters gathered outside the stadium before the big game.
طرفداران متعصب در خارج از استادیوم قبل از بازی بزرگ جمع شدند.
she's a die-hard advocate for animal rights and volunteers at the shelter.
او یک مدافع متعصب حقوق حیوانات است و در پناهگاه داوطلبانه فعالیت میکند.
the die-hard gamers spent countless hours mastering the new video game.
گیمرهای متعصب ساعتهای بیشماری را صرف تسلط بر بازی ویدیویی جدید کردند.
even after the company's restructuring, the die-hards remained loyal employees.
حتی پس از بازسازی شرکت، کارکنان متعصب همچنان به عنوان کارمند وفادار باقی ماندند.
he's a die-hard believer in the power of education to change lives.
او یک باورمند متعصب به قدرت آموزش برای تغییر زندگیها است.
the die-hard members of the club organized a fundraising event.
اعضای متعصب باشگاه یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی را سازماندهی کردند.
they are die-hard republicans and actively participate in local politics.
آنها جمهوریخواههای متعصب هستند و به طور فعال در سیاست محلی شرکت میکنند.
despite the setbacks, the die-hard entrepreneurs refused to give up their dream.
با وجود مشکلات، کارآفرینان متعصب از دست دادن رویای خود امتناع کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید