dignitaries

[ایالات متحده]/ˈdɪɡnɪtəriz/
[بریتانیا]/ˈdɪɡnɪˌtɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصیت‌ها یا مقامات مهم

عبارات و ترکیب‌ها

foreign dignitaries

سفرا و مقامات بین‌المللی

visiting dignitaries

سفرا و مقامات بازدید کننده

local dignitaries

سفرا و مقامات محلی

dignitaries present

سفرا و مقامات حاضر

dignitaries invited

سفرا و مقامات دعوت شده

distinguished dignitaries

سفرا و مقامات برجسته

dignitaries attending

سفرا و مقامات شرکت‌کننده

honored dignitaries

سفرا و مقامات گرامی

dignitaries meeting

سفرا و مقامات ملاقات‌کننده

prominent dignitaries

سفرا و مقامات برجسته

جملات نمونه

the event was attended by several dignitaries from around the world.

این رویداد با حضور چندین شخصیت برجسته از سراسر جهان برگزار شد.

dignitaries gathered to discuss international relations.

شخصیت‌های برجسته برای بحث در مورد روابط بین‌المللی گرد هم آمدند.

the ceremony was graced by the presence of dignitaries.

این مراسم با حضور شخصیت‌های برجسته باشکوه برگزار شد.

local dignitaries were invited to the grand opening.

شخصیت‌های برجسته محلی به افتتاحیه بزرگ دعوت شده بودند.

security was tight as dignitaries arrived for the meeting.

با ورود شخصیت‌های برجسته به جلسه، امنیت به شدت برقرار بود.

many dignitaries gave speeches at the conference.

بسیاری از شخصیت‌های برجسته در کنفرانس سخنرانی کردند.

the banquet was held in honor of visiting dignitaries.

این ضیافت به افتخار شخصیت‌های برجسته بازدیدکننده برگزار شد.

dignitaries exchanged gifts as a sign of goodwill.

شخصیت‌های برجسته به عنوان نشانه حسن نیت، با یکدیگر هدیانا رد و بدل کردند.

it is important to treat dignitaries with respect.

توجه به شخصیت‌های برجسته با احترام بسیار مهم است.

photographers eagerly captured moments with dignitaries.

عکاسان مشتاقانه لحظاتی را با شخصیت‌های برجسته ثبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید