dillydallying around
گشت و گذار کردن
dillydallying again
دوباره به بطالت مشغول بودن
stop dillydallying
بطالت کردن را متوقف کن
no more dillydallying
دیگر بطالت نکن
quit dillydallying
بطالت کردن را کنار بگذار
avoid dillydallying
از بطالت کردن اجتناب کن
keep dillydallying
به بطالت کردن ادامه بده
just dillydallying
فقط در حال بطالت کردن
more dillydallying
بطالت کردن بیشتر
really dillydallying
واقعا در حال بطالت کردن
stop dillydallying and get to work!
بجای اتلاف وقت دست به کار شوید!
we can't afford to be dillydallying during the project.
ما نمیتوانیم در طول پروژه اتلاف وقت کنیم.
he was dillydallying instead of studying for his exams.
او به جای درس خواندن برای امتحانش در حال اتلاف وقت بود.
don't waste time dillydallying when we have a deadline.
وقتی مهلت داریم، وقت خود را با اتلاف وقت تلف نکنید.
she spent the whole afternoon dillydallying at the mall.
او تمام بعد از ظهر را در مرکز خرید اتلاف وقت کرد.
they were dillydallying instead of making a decision.
آنها به جای تصمیمگیری در حال اتلاف وقت بودند.
stop dillydallying and make up your mind!
بجای اتلاف وقت تصمیم بگیرید!
we can't keep dillydallying if we want to finish on time.
اگر میخواهیم به موقع تمام کنیم، نمیتوانیم به اتلاف وقت ادامه دهیم.
he was dillydallying about whether to go to the party.
او در مورد اینکه آیا به مهمانی برود یا نه، در حال اتلاف وقت بود.
instead of dillydallying, let's focus on our goals.
به جای اتلاف وقت، بیایید روی اهداف خود تمرکز کنیم.
dillydallying around
گشت و گذار کردن
dillydallying again
دوباره به بطالت مشغول بودن
stop dillydallying
بطالت کردن را متوقف کن
no more dillydallying
دیگر بطالت نکن
quit dillydallying
بطالت کردن را کنار بگذار
avoid dillydallying
از بطالت کردن اجتناب کن
keep dillydallying
به بطالت کردن ادامه بده
just dillydallying
فقط در حال بطالت کردن
more dillydallying
بطالت کردن بیشتر
really dillydallying
واقعا در حال بطالت کردن
stop dillydallying and get to work!
بجای اتلاف وقت دست به کار شوید!
we can't afford to be dillydallying during the project.
ما نمیتوانیم در طول پروژه اتلاف وقت کنیم.
he was dillydallying instead of studying for his exams.
او به جای درس خواندن برای امتحانش در حال اتلاف وقت بود.
don't waste time dillydallying when we have a deadline.
وقتی مهلت داریم، وقت خود را با اتلاف وقت تلف نکنید.
she spent the whole afternoon dillydallying at the mall.
او تمام بعد از ظهر را در مرکز خرید اتلاف وقت کرد.
they were dillydallying instead of making a decision.
آنها به جای تصمیمگیری در حال اتلاف وقت بودند.
stop dillydallying and make up your mind!
بجای اتلاف وقت تصمیم بگیرید!
we can't keep dillydallying if we want to finish on time.
اگر میخواهیم به موقع تمام کنیم، نمیتوانیم به اتلاف وقت ادامه دهیم.
he was dillydallying about whether to go to the party.
او در مورد اینکه آیا به مهمانی برود یا نه، در حال اتلاف وقت بود.
instead of dillydallying, let's focus on our goals.
به جای اتلاف وقت، بیایید روی اهداف خود تمرکز کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید