plunged

[ایالات متحده]/plʌndʒd/
[بریتانیا]/plʌndʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی plunge؛ به طور ناگهانی سقوط یا افت کردن؛ به طور شدید کاهش یافتن؛ به طور ناگهانی کاهش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

plunged into

وارد شد

plunged down

به پایین رفت

plunged ahead

به جلو رفت

plunged back

عقب نشست

plunged forward

به جلو جهش کرد

plunged deep

به شدت عمیق

plunged rapidly

به سرعت

plunged suddenly

ناگهان

plunged sharply

به طور قابل توجهی

plunged dramatically

به طور چشمگیری

جملات نمونه

the stock market plunged after the bad news.

بازار سهام پس از اخبار بد سقوط کرد.

her spirits plunged when she heard the news.

روحیه او پس از شنیدن خبر دچار افت شد.

the temperature plunged overnight, surprising everyone.

دمای هوا در طول شب به طور غیرمنتظره‌ای کاهش یافت.

sales plunged during the economic downturn.

در طول رکود اقتصادی، فروش‌ها کاهش یافت.

he plunged into the water to save the drowning child.

او برای نجات کودک غرق شده به داخل آب پرید.

the company's profits plunged last quarter.

در سه ماهه گذشته سود شرکت کاهش یافت.

after the scandal, her reputation plunged.

پس از رسوایی، شهرت او کاهش یافت.

the team plunged into the playoffs with high hopes.

تیم با انتظارات بالا وارد مرحله پلی آف شد.

he plunged headfirst into his new project.

او با سر وارد پروژه جدید خود شد.

the economy plunged into recession.

اقتصاد وارد رکود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید