disclosers

[ایالات متحده]/dɪsˈkləʊzərz/
[بریتانیا]/dɪsˈkloʊzərz/

ترجمه

n. کسی که اطلاعات را فاش می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

whistleblower disclosers

آشکانه‌گذاران گزارش‌دهندگان

anonymous disclosers

آشکانه‌گذاران ناشناس

protected disclosers

آشکانه‌گذاران مصون

confidential disclosers

آشکانه‌گذاران محرمانه

multiple disclosers

آشکانه‌گذاران چندتایی

جملات نمونه

the new regulation requires all financial disclosure personnel to submit quarterly reports.

قانون جدید الزام تمام کارکنان اطلاع رسانی مالی را به ارائه گزارشات فصلی می کند.

mandatory disclosure entities must adhere to strict reporting deadlines.

سازمان های اطلاع رسانی الزامی باید به مهلکت های گزارش دهی سخت گیرانه پایبند باشند.

some companies voluntarily disclose their environmental impact data to stakeholders.

برخی از شرکت ها داده های تأثیر محیط زیست خود را به ذینفعان به طور داوطلب اعلام می کنند.

corporate disclosure officers face potential penalties for providing incomplete information.

کارکنان اطلاع رسانی شرکتی ممکن است به علت ارائه اطلاعات ناقص با مجازات های محتمل مواجه شوند.

the securities and exchange commission oversees all disclosure requirements for public companies.

کمیسیون اوراق بهادار و تبادل بر روی تمامی الزامات اطلاع رسانی برای شرکت های عمومی نظارت می کند.

whistleblowers often play a crucial role as disclosure agents exposing corporate misconduct.

گزارش دهندگان اغلب نقش حیاتی را به عنوان عوامل اطلاع رسانی که رفتار نامناسب شرکتی را آشکار می کنند ایفا می کنند.

public disclosure entities must ensure their statements are both accurate and timely.

سازمان های اطلاع رسانی عمومی باید اطمینان حاصل کنند که بیانات آنها هم دقیق و هم به موقع باشد.

the guidelines clearly differentiate between mandatory and voluntary disclosure systems.

راهنمایی ها به وضوح بین سیستم های اطلاع رسانی الزامی و داوطلب تمایز قائل می شود.

qualified disclosure requirements apply comprehensively to all regulated entities.

نیازمندی های اطلاع رسانی مجاز به طور گسترده ای به تمامی سازمان های تنظیم شده اعمال می شود.

modern organizations increasingly require their suppliers to become disclosure partners.

سازمان های مدرن به طور فزاینده ای از تامین کنندگان خود خواستار شدن به شرکای اطلاع رسانی می باشند.

the audit committee continuously monitors compliance among all corporate disclosure staff.

کمیته بازرسی به طور مداوم به دنبال رعایت قوانین در میان تمامی کارکنان اطلاع رسانی شرکتی می گردد.

effective disclosure frameworks are essential for maintaining market transparency.

چارچوب های اطلاع رسانی مؤثر برای حفظ شفافیت بازار ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید