act discreetly
عمل به صورت محتاطانه
his jeep was discreetly parked behind a screen of trees.
جیپ او به طور محتاطانه پشت یک صف درختان پارک شده بود.
Sherry discreetly opens up the safe and sees that the envelope addressed to the District Attorney contains Keith's secret microcassette.
شری به طور محتاطانه گاوصندوق را باز میکند و متوجه میشود که پاکت حاوی نوار صوتی کوچک کیت که برای دادستان منطقه ارسال شده است.
Nose: This wine has a fruity taste reminiscent of red berries,and discreetly woold notes.
بینی: این شراب طعمی میوه ای دارد که یادآور توت های قرمز است و نت های پشم نرم به طور محتاطانه.
Morrison stepped discreetly into a small storeroom where Chief Torpedoman Darrell Garrett greeted him with a paper cup filled with gilley, a fiery red liquid.
موریسون به طور محتاطانه وارد یک انباری کوچک شد، جایی که رئیس خماتورپیدان دارل گارات با یک فنجان کاغذی پر از گیللی، یک مایع قرمز آتشین، به استقبال او رفت.
He discreetly slipped the note into her pocket.
او به طور محتاطانه یادداشت را در جیب او انداخت.
She discreetly changed the topic of conversation.
او به طور محتاطانه موضوع گفتگو را تغییر داد.
They spoke discreetly about the sensitive issue.
آنها به طور محتاطانه در مورد موضوع حساس صحبت کردند.
He discreetly checked his phone for messages.
او به طور محتاطانه تلفن همراه خود را برای پیام بررسی کرد.
She discreetly observed the situation from afar.
او به طور محتاطانه وضعیت را از دور مشاهده کرد.
They discreetly left the party early.
آنها به طور محتاطانه زودتر از مهمانی رفتند.
He discreetly helped his friend without drawing attention.
او به طور محتاطانه به دوستش کمک کرد بدون اینکه توجهی جلب کند.
She discreetly avoided mentioning the sensitive topic.
او به طور محتاطانه از اشاره به موضوع حساس خودداری کرد.
They discreetly made plans to meet later.
آنها به طور محتاطانه برنامه ای برای ملاقات بعدی تنظیم کردند.
He discreetly gathered information for the investigation.
او به طور محتاطانه اطلاعاتی را برای تحقیقات جمع آوری کرد.
act discreetly
عمل به صورت محتاطانه
his jeep was discreetly parked behind a screen of trees.
جیپ او به طور محتاطانه پشت یک صف درختان پارک شده بود.
Sherry discreetly opens up the safe and sees that the envelope addressed to the District Attorney contains Keith's secret microcassette.
شری به طور محتاطانه گاوصندوق را باز میکند و متوجه میشود که پاکت حاوی نوار صوتی کوچک کیت که برای دادستان منطقه ارسال شده است.
Nose: This wine has a fruity taste reminiscent of red berries,and discreetly woold notes.
بینی: این شراب طعمی میوه ای دارد که یادآور توت های قرمز است و نت های پشم نرم به طور محتاطانه.
Morrison stepped discreetly into a small storeroom where Chief Torpedoman Darrell Garrett greeted him with a paper cup filled with gilley, a fiery red liquid.
موریسون به طور محتاطانه وارد یک انباری کوچک شد، جایی که رئیس خماتورپیدان دارل گارات با یک فنجان کاغذی پر از گیللی، یک مایع قرمز آتشین، به استقبال او رفت.
He discreetly slipped the note into her pocket.
او به طور محتاطانه یادداشت را در جیب او انداخت.
She discreetly changed the topic of conversation.
او به طور محتاطانه موضوع گفتگو را تغییر داد.
They spoke discreetly about the sensitive issue.
آنها به طور محتاطانه در مورد موضوع حساس صحبت کردند.
He discreetly checked his phone for messages.
او به طور محتاطانه تلفن همراه خود را برای پیام بررسی کرد.
She discreetly observed the situation from afar.
او به طور محتاطانه وضعیت را از دور مشاهده کرد.
They discreetly left the party early.
آنها به طور محتاطانه زودتر از مهمانی رفتند.
He discreetly helped his friend without drawing attention.
او به طور محتاطانه به دوستش کمک کرد بدون اینکه توجهی جلب کند.
She discreetly avoided mentioning the sensitive topic.
او به طور محتاطانه از اشاره به موضوع حساس خودداری کرد.
They discreetly made plans to meet later.
آنها به طور محتاطانه برنامه ای برای ملاقات بعدی تنظیم کردند.
He discreetly gathered information for the investigation.
او به طور محتاطانه اطلاعاتی را برای تحقیقات جمع آوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید