dishonourably

[ایالات متحده]/[ˈdɪʃən(ə)rəbli]/
[بریتانیا]/[ˈdɪʃən(ə)rəbli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی ناوزدهانه؛ شرم‌آور؛ به گونه‌ای که اصول شرافت یا یکپارچگی را نقض کند.

عبارات و ترکیب‌ها

dishonourably discharged

به شرف از دست رفته اخراج شد

dishonourably dismissed

به شرف از دست رفته اخراج شد

acting dishonourably

به شرف از دست رفته عمل کردن

dishonourably resigned

به شرف از دست رفته استعفا داد

dishonourably defeated

به شرف از دست رفته شکست خورد

dishonourably treated

به شرف از دست رفته رفتار شد

dishonourably acquired

به شرف از دست رفته به دست آورد

dishonourably left

به شرف از دست رفته ترک کرد

جملات نمونه

he gained the promotion dishonourably through bribery and deceit.

او به طور غیرقانونی از طریق رشوه و فریب، ارتقا گرفت.

the athlete was disqualified for competing dishonourably after testing positive for performance-enhancing drugs.

ورزشکار به دلیل شرکت غیرمنصفانه پس از تست مثبت برای مواد نیروزا، از مسابقات حذف شد.

she left her job dishonourably after being caught stealing company funds.

او پس از اینکه در حال سرقت وجوه شرکت دیده شد، به طور غیرمنصفانه شغل خود را ترک کرد.

he treated his former colleagues dishonourably, spreading rumors about them.

او با پخش شایعات در مورد آنها، با همکاران سابق خود به طور غیرمنصفانه رفتار کرد.

the politician resigned dishonourably following the corruption scandal.

سیاستمدار پس از رسوایی فساد، به طور غیرمنصفانه استعفا داد.

they won the contract dishonourably by undercutting their rivals’ prices significantly.

آنها با کاهش قابل توجه قیمت‌های رقبای خود، به طور غیرمنصفانه قرارداد را به دست آوردند.

he acted dishonourably by revealing confidential information to the press.

او با فاش کردن اطلاعات محرمانه به رسانه ها، به طور غیرمنصفانه عمل کرد.

the team lost the game dishonourably by resorting to unfair tactics.

تیم با استفاده از تاکتیک‌های غیرمنصفانه، بازی را به طور غیرمنصفانه باخت.

she behaved dishonourably towards her family during the difficult times.

او در دوران سخت، به طور غیرمنصفانه با خانواده خود رفتار کرد.

he secured the deal dishonourably by offering excessive incentives.

او با ارائه مشوق‌های بیش از حد، قرارداد را به طور غیرمنصفانه به دست آورد.

the company was investigated for operating dishonourably and engaging in fraudulent practices.

شرکت به دلیل فعالیت غیرمنصفانه و درگیر شدن در شیوه‌های متقلبانه مورد بررسی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید