unworthily

[ایالات متحده]/ʌnˈwɜːðɪli/
[بریتانیا]/ʌnˈwɜrðɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که شایسته احترام نیست؛ شرم‌آور یا نامناسب

عبارات و ترکیب‌ها

unworthily praised

ستوده نشدن به درستی

unworthily treated

به درستی رفتار نشدن

unworthily rewarded

پاداش گرفتن به درستی

unworthily regarded

به درستی مورد توجه قرار نگرفتن

unworthily chosen

انتخاب نشدن به درستی

unworthily dismissed

حذف نشدن به درستی

unworthily neglected

نادیده گرفته نشدن به درستی

unworthily honored

افتخار نکردن به درستی

unworthily celebrated

جشن گرفتن به درستی

unworthily accepted

پذیرفته نشدن به درستی

جملات نمونه

he felt he had been treated unworthily by his peers.

او احساس کرد که همتایانش با او رفتار ناشایستی کرده‌اند.

she believed she was unworthily criticized for her efforts.

او معتقد بود که برای تلاش‌هایش به طور غیرمنصفانه مورد انتقاد قرار گرفته است.

they acted unworthily in the face of such generosity.

آنها در برابر چنین سخاوتمندی به طور ناشایست عمل کردند.

the award was given to someone who unworthily took credit.

جوایز به کسی داده شد که به طور غیرمنصفانه به خود اعتبار داد.

he unworthily accepted the praise he did not deserve.

او تحسین‌هایی را که لایق آنها نبود به طور غیرمنصفانه پذیرفت.

she felt unworthily burdened by expectations.

او احساس کرد که به طور غیرمنصفانه تحت فشار انتظارات قرار گرفته است.

he was unworthily dismissed from his position.

او به طور غیرمنصفانه از مقام خود اخراج شد.

the decision was made unworthily without considering everyone's input.

تصمیم به طور غیرمنصفانه گرفته شد بدون در نظر گرفتن نظرات همه.

she felt unworthily overlooked for the promotion.

او احساس کرد که برای ارتقا به طور غیرمنصفانه نادیده گرفته شده است.

his actions were unworthily selfish during the crisis.

عملکردهای او در بحران به طور غیرمنصفانه خودخواهانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید