dishwashing

[ایالات متحده]/ˈdɪʃˌwɒʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɪʃˌwɑːʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فعل حال استمراری شستن ظرف‌ها
n. شستن ظرف‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dishwashing liquid

مایع ظرفشویی

dishwashing soap

صابون ظرفشویی

dishwashing gloves

دستکش ظرفشویی

dishwashing machine

ماشین ظرفشویی

dishwashing detergent

پاک کننده ظرفشویی

dishwashing station

ایستگاه ظرفشویی

dishwashing sponge

اسفج ظرفشویی

dishwashing brush

برس ظرفشویی

dishwashing rack

قفسه ظرفشویی

dishwashing routine

برنامه ظرفشویی

جملات نمونه

dishwashing is one of my least favorite chores.

شستن ظرف ها یکی از کارهایی است که من از آنها متنفرم.

he enjoys dishwashing while listening to music.

او از شستن ظرف ها لذت می برد در حالی که به موسیقی گوش می دهد.

we need to buy a new dishwashing liquid.

ما باید یک ماده شوینده ظرف جدید بخریم.

she finished her dishwashing quickly.

او به سرعت کار شستن ظرف هایش را تمام کرد.

dishwashing can be relaxing after a long day.

شستن ظرف ها می تواند بعد از یک روز طولانی آرامش بخش باشد.

he prefers using a dishwasher over manual dishwashing.

او ترجیح می دهد از ماشین ظرفشویی به جای شستن دستی ظرف ها استفاده کند.

we take turns doing the dishwashing at home.

ما نوبت نوبت ظرف ها را در خانه می کنیم.

she has a special technique for efficient dishwashing.

او یک تکنیک خاص برای شستن کارآمد ظرف ها دارد.

dishwashing can be a great way to bond with family.

شستن ظرف ها می تواند راهی عالی برای ایجاد پیوند با خانواده باشد.

they argue about who is responsible for dishwashing.

آنها درباره اینکه چه کسی مسئول شستن ظرف ها است بحث می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید