| جمع | dishwashings |
dishwashing liquid
مایع ظرفشویی
dishwashing soap
صابون ظرفشویی
dishwashing gloves
دستکش ظرفشویی
dishwashing machine
ماشین ظرفشویی
dishwashing detergent
پاک کننده ظرفشویی
dishwashing station
ایستگاه ظرفشویی
dishwashing sponge
اسفج ظرفشویی
dishwashing brush
برس ظرفشویی
dishwashing rack
قفسه ظرفشویی
dishwashing routine
برنامه ظرفشویی
dishwashing is one of my least favorite chores.
شستن ظرف ها یکی از کارهایی است که من از آنها متنفرم.
he enjoys dishwashing while listening to music.
او از شستن ظرف ها لذت می برد در حالی که به موسیقی گوش می دهد.
we need to buy a new dishwashing liquid.
ما باید یک ماده شوینده ظرف جدید بخریم.
she finished her dishwashing quickly.
او به سرعت کار شستن ظرف هایش را تمام کرد.
dishwashing can be relaxing after a long day.
شستن ظرف ها می تواند بعد از یک روز طولانی آرامش بخش باشد.
he prefers using a dishwasher over manual dishwashing.
او ترجیح می دهد از ماشین ظرفشویی به جای شستن دستی ظرف ها استفاده کند.
we take turns doing the dishwashing at home.
ما نوبت نوبت ظرف ها را در خانه می کنیم.
she has a special technique for efficient dishwashing.
او یک تکنیک خاص برای شستن کارآمد ظرف ها دارد.
dishwashing can be a great way to bond with family.
شستن ظرف ها می تواند راهی عالی برای ایجاد پیوند با خانواده باشد.
they argue about who is responsible for dishwashing.
آنها درباره اینکه چه کسی مسئول شستن ظرف ها است بحث می کنند.
dishwashing liquid
مایع ظرفشویی
dishwashing soap
صابون ظرفشویی
dishwashing gloves
دستکش ظرفشویی
dishwashing machine
ماشین ظرفشویی
dishwashing detergent
پاک کننده ظرفشویی
dishwashing station
ایستگاه ظرفشویی
dishwashing sponge
اسفج ظرفشویی
dishwashing brush
برس ظرفشویی
dishwashing rack
قفسه ظرفشویی
dishwashing routine
برنامه ظرفشویی
dishwashing is one of my least favorite chores.
شستن ظرف ها یکی از کارهایی است که من از آنها متنفرم.
he enjoys dishwashing while listening to music.
او از شستن ظرف ها لذت می برد در حالی که به موسیقی گوش می دهد.
we need to buy a new dishwashing liquid.
ما باید یک ماده شوینده ظرف جدید بخریم.
she finished her dishwashing quickly.
او به سرعت کار شستن ظرف هایش را تمام کرد.
dishwashing can be relaxing after a long day.
شستن ظرف ها می تواند بعد از یک روز طولانی آرامش بخش باشد.
he prefers using a dishwasher over manual dishwashing.
او ترجیح می دهد از ماشین ظرفشویی به جای شستن دستی ظرف ها استفاده کند.
we take turns doing the dishwashing at home.
ما نوبت نوبت ظرف ها را در خانه می کنیم.
she has a special technique for efficient dishwashing.
او یک تکنیک خاص برای شستن کارآمد ظرف ها دارد.
dishwashing can be a great way to bond with family.
شستن ظرف ها می تواند راهی عالی برای ایجاد پیوند با خانواده باشد.
they argue about who is responsible for dishwashing.
آنها درباره اینکه چه کسی مسئول شستن ظرف ها است بحث می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید