disillusions arise
ناامیدیها ایجاد میشوند
disillusions grow
ناامیدیها رشد میکنند
disillusions fade
ناامیدیها محو میشوند
disillusions linger
ناامیدیها طول میکشند
disillusions mount
ناامیدیها افزایش مییابند
disillusions spread
ناامیدیها گسترش مییابند
disillusions deepen
ناامیدیها عمیقتر میشوند
disillusions emerge
ناامیدیها ظاهر میشوند
disillusions shock
ناامیدیها شوکه میکنند
disillusions challenge
ناامیدیها به چالش میکشند
his constant failures disillusioned him about his career prospects.
شکستهای پیدرپی او باعث ناامیدیاش از چشمانداز شغلیاش شد.
the movie disillusions viewers about the glamorous life of celebrities.
این فیلم باعث میشود بینندگان متوجه شوند که زندگی مجذبی ستارگان چقدر فریبنده است.
she was disillusioned by the harsh realities of adulthood.
واقعیتهای سخت بزرگسالی او را ناامید کرد.
his disillusions about love made him hesitant to date again.
ناامیدیهای او از عشق باعث شد دوباره به قرار ملاقات با کسی فکر کند.
the disillusions of youth often lead to a more realistic outlook.
ناامیدیهای جوانی اغلب منجر به دیدگاهی واقعبینانهتر میشود.
many people experience disillusionments as they grow older.
بسیاری از مردم با بزرگ شدن ناامید میشوند.
her disillusionment with politics motivated her to become more active.
ناامیدی او از سیاست باعث شد فعالتر شود.
disillusions can sometimes inspire personal growth and change.
ناامیدیها گاهی اوقات میتوانند الهامبخش رشد و تغییر شخصی باشند.
he faced disillusionment after discovering the truth behind the company.
پس از کشف حقیقت پشت شرکت، او با ناامیدی روبرو شد.
disillusionment with traditional education led her to explore alternative methods.
ناامیدی از آموزش سنتی باعث شد او روشهای جایگزین را بررسی کند.
disillusions arise
ناامیدیها ایجاد میشوند
disillusions grow
ناامیدیها رشد میکنند
disillusions fade
ناامیدیها محو میشوند
disillusions linger
ناامیدیها طول میکشند
disillusions mount
ناامیدیها افزایش مییابند
disillusions spread
ناامیدیها گسترش مییابند
disillusions deepen
ناامیدیها عمیقتر میشوند
disillusions emerge
ناامیدیها ظاهر میشوند
disillusions shock
ناامیدیها شوکه میکنند
disillusions challenge
ناامیدیها به چالش میکشند
his constant failures disillusioned him about his career prospects.
شکستهای پیدرپی او باعث ناامیدیاش از چشمانداز شغلیاش شد.
the movie disillusions viewers about the glamorous life of celebrities.
این فیلم باعث میشود بینندگان متوجه شوند که زندگی مجذبی ستارگان چقدر فریبنده است.
she was disillusioned by the harsh realities of adulthood.
واقعیتهای سخت بزرگسالی او را ناامید کرد.
his disillusions about love made him hesitant to date again.
ناامیدیهای او از عشق باعث شد دوباره به قرار ملاقات با کسی فکر کند.
the disillusions of youth often lead to a more realistic outlook.
ناامیدیهای جوانی اغلب منجر به دیدگاهی واقعبینانهتر میشود.
many people experience disillusionments as they grow older.
بسیاری از مردم با بزرگ شدن ناامید میشوند.
her disillusionment with politics motivated her to become more active.
ناامیدی او از سیاست باعث شد فعالتر شود.
disillusions can sometimes inspire personal growth and change.
ناامیدیها گاهی اوقات میتوانند الهامبخش رشد و تغییر شخصی باشند.
he faced disillusionment after discovering the truth behind the company.
پس از کشف حقیقت پشت شرکت، او با ناامیدی روبرو شد.
disillusionment with traditional education led her to explore alternative methods.
ناامیدی از آموزش سنتی باعث شد او روشهای جایگزین را بررسی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید