| جمع | disinvests |
disinvest assets
فروش داراییها
disinvest portfolio
فروش سبد سرمایهگذاری
disinvest funds
فروش صندوقها
disinvest equity
فروش سهام
disinvest capital
فروش سرمایه
disinvest resources
فروش منابع
disinvest projects
فروش پروژهها
disinvest operations
فروش عملیات
disinvest holdings
فروش داراییهای تحت اختیار
disinvest ventures
فروش کسب و کارها
many companies choose to disinvest from high-risk markets.
بسیاری از شرکتها تصمیم میگیرند از بازارهای پرخطر سرمایهگذاری خود را خارج کنند.
the government decided to disinvest in outdated technologies.
دولت تصمیم گرفت سرمایهگذاری در فناوریهای قدیمی را متوقف کند.
investors may disinvest if they see declining profits.
سرمایهگذاران ممکن است در صورت مشاهده کاهش سود، سرمایهگذاری خود را متوقف کنند.
she plans to disinvest from her current portfolio.
او قصد دارد از سبد دارایی فعلی خود خارج شود.
disinvesting can help a company refocus its resources.
خروج از سرمایهگذاری میتواند به یک شرکت کمک کند تا منابع خود را دوباره متمرکز کند.
they had to disinvest due to financial constraints.
آنها مجبور شدند به دلیل محدودیتهای مالی سرمایهگذاری خود را متوقف کنند.
some organizations choose to disinvest from fossil fuels.
برخی از سازمانها تصمیم میگیرند از سوختهای فسیلی سرمایهگذاری خود را خارج کنند.
disinvesting from certain sectors can improve sustainability.
خروج از سرمایهگذاری در بخشهای خاص میتواند پایداری را بهبود بخشد.
he believes it is wise to disinvest during economic downturns.
او معتقد است که در زمان رکود اقتصادی، خروج از سرمایهگذاری عاقلانه است.
they announced plans to disinvest from their international operations.
آنها اعلام کردند که قصد دارند از عملیات بینالمللی خود خارج شوند.
disinvest assets
فروش داراییها
disinvest portfolio
فروش سبد سرمایهگذاری
disinvest funds
فروش صندوقها
disinvest equity
فروش سهام
disinvest capital
فروش سرمایه
disinvest resources
فروش منابع
disinvest projects
فروش پروژهها
disinvest operations
فروش عملیات
disinvest holdings
فروش داراییهای تحت اختیار
disinvest ventures
فروش کسب و کارها
many companies choose to disinvest from high-risk markets.
بسیاری از شرکتها تصمیم میگیرند از بازارهای پرخطر سرمایهگذاری خود را خارج کنند.
the government decided to disinvest in outdated technologies.
دولت تصمیم گرفت سرمایهگذاری در فناوریهای قدیمی را متوقف کند.
investors may disinvest if they see declining profits.
سرمایهگذاران ممکن است در صورت مشاهده کاهش سود، سرمایهگذاری خود را متوقف کنند.
she plans to disinvest from her current portfolio.
او قصد دارد از سبد دارایی فعلی خود خارج شود.
disinvesting can help a company refocus its resources.
خروج از سرمایهگذاری میتواند به یک شرکت کمک کند تا منابع خود را دوباره متمرکز کند.
they had to disinvest due to financial constraints.
آنها مجبور شدند به دلیل محدودیتهای مالی سرمایهگذاری خود را متوقف کنند.
some organizations choose to disinvest from fossil fuels.
برخی از سازمانها تصمیم میگیرند از سوختهای فسیلی سرمایهگذاری خود را خارج کنند.
disinvesting from certain sectors can improve sustainability.
خروج از سرمایهگذاری در بخشهای خاص میتواند پایداری را بهبود بخشد.
he believes it is wise to disinvest during economic downturns.
او معتقد است که در زمان رکود اقتصادی، خروج از سرمایهگذاری عاقلانه است.
they announced plans to disinvest from their international operations.
آنها اعلام کردند که قصد دارند از عملیات بینالمللی خود خارج شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید