dismissible notification
اعلان قابل دور ریختن
dismissible alert
هشدار قابل دور ریختن
dismissible message
پیام قابل دور ریختن
dismissible item
مورد قابل دور ریختن
dismissible warning
هشدار قابل دور ریختن
dismissible option
گزینه قابل دور ریختن
dismissible feedback
بازخورد قابل دور ریختن
dismissible feature
ویژگی قابل دور ریختن
dismissible prompt
راهنمایی قابل دور ریختن
dismissible dialog
گفتگوی قابل دور ریختن
the error message is dismissible.
پیام خطا قابل چشم پوشی است.
her concerns were deemed dismissible by the committee.
نگرانیهای او توسط کمیته قابل چشم پوشی تشخیص داده شد.
he found the criticism to be dismissible.
او انتقاد را قابل چشم پوشی یافت.
the proposal included several dismissible points.
پیشنهاد شامل چندین نکته قابل چشم پوشی بود.
many of the complaints were considered dismissible.
بسیاری از شکایات قابل چشم پوشی در نظر گرفته شدند.
she made a dismissible remark during the meeting.
او در طول جلسه یک اظهار نظر قابل چشم پوشی کرد.
his arguments were largely dismissible.
استدلالهای او تا حد زیادی قابل چشم پوشی بودند.
the feedback was mostly dismissible.
بازخورد بیشتر قابل چشم پوشی بود.
they presented a dismissible defense in court.
آنها یک دفاع قابل چشم پوشی در دادگاه ارائه کردند.
some minor issues are dismissible in the grand scheme.
برخی مسائل جزئی در طرح کلی قابل چشم پوشی هستند.
dismissible notification
اعلان قابل دور ریختن
dismissible alert
هشدار قابل دور ریختن
dismissible message
پیام قابل دور ریختن
dismissible item
مورد قابل دور ریختن
dismissible warning
هشدار قابل دور ریختن
dismissible option
گزینه قابل دور ریختن
dismissible feedback
بازخورد قابل دور ریختن
dismissible feature
ویژگی قابل دور ریختن
dismissible prompt
راهنمایی قابل دور ریختن
dismissible dialog
گفتگوی قابل دور ریختن
the error message is dismissible.
پیام خطا قابل چشم پوشی است.
her concerns were deemed dismissible by the committee.
نگرانیهای او توسط کمیته قابل چشم پوشی تشخیص داده شد.
he found the criticism to be dismissible.
او انتقاد را قابل چشم پوشی یافت.
the proposal included several dismissible points.
پیشنهاد شامل چندین نکته قابل چشم پوشی بود.
many of the complaints were considered dismissible.
بسیاری از شکایات قابل چشم پوشی در نظر گرفته شدند.
she made a dismissible remark during the meeting.
او در طول جلسه یک اظهار نظر قابل چشم پوشی کرد.
his arguments were largely dismissible.
استدلالهای او تا حد زیادی قابل چشم پوشی بودند.
the feedback was mostly dismissible.
بازخورد بیشتر قابل چشم پوشی بود.
they presented a dismissible defense in court.
آنها یک دفاع قابل چشم پوشی در دادگاه ارائه کردند.
some minor issues are dismissible in the grand scheme.
برخی مسائل جزئی در طرح کلی قابل چشم پوشی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید