dismissible

[ایالات متحده]/dɪsˈmɪsəbl/
[بریتانیا]/dɪsˈmɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.قابل اخراج

عبارات و ترکیب‌ها

dismissible notification

اعلان قابل دور ریختن

dismissible alert

هشدار قابل دور ریختن

dismissible message

پیام قابل دور ریختن

dismissible item

مورد قابل دور ریختن

dismissible warning

هشدار قابل دور ریختن

dismissible option

گزینه قابل دور ریختن

dismissible feedback

بازخورد قابل دور ریختن

dismissible feature

ویژگی قابل دور ریختن

dismissible prompt

راهنمایی قابل دور ریختن

dismissible dialog

گفتگوی قابل دور ریختن

جملات نمونه

the error message is dismissible.

پیام خطا قابل چشم پوشی است.

her concerns were deemed dismissible by the committee.

نگرانی‌های او توسط کمیته قابل چشم پوشی تشخیص داده شد.

he found the criticism to be dismissible.

او انتقاد را قابل چشم پوشی یافت.

the proposal included several dismissible points.

پیشنهاد شامل چندین نکته قابل چشم پوشی بود.

many of the complaints were considered dismissible.

بسیاری از شکایات قابل چشم پوشی در نظر گرفته شدند.

she made a dismissible remark during the meeting.

او در طول جلسه یک اظهار نظر قابل چشم پوشی کرد.

his arguments were largely dismissible.

استدلال‌های او تا حد زیادی قابل چشم پوشی بودند.

the feedback was mostly dismissible.

بازخورد بیشتر قابل چشم پوشی بود.

they presented a dismissible defense in court.

آنها یک دفاع قابل چشم پوشی در دادگاه ارائه کردند.

some minor issues are dismissible in the grand scheme.

برخی مسائل جزئی در طرح کلی قابل چشم پوشی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید